ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٠٨
بَيْنَهُمْ؛ وَ قَامَتْ مَنَاهِجُ الدِّينِ؛ وَ اعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ الْعَدْلِ؛ وَ جَرَتْ عَلَى أَذْلَالِهَا السُّنَنُ؛ فَصَلَحَ بِذَلِكَ الزَّمَانُ، وَ طُمِعَ فِى بَقَآء الدَّوْلَةِ، وَ يَئِسَتْ مَطَامِعُ الاعْدَآء
. «بنابراين، رعيّت و امّت به صلاح و رشد و امور مستحسنه و ممدوحه و عزّ نمىرسند مگر اينكه واليان و مدبّران امور آنها صلاح پيدا كنند؛ و وُلات و واليان صلاح پيدا نمىكنند مگر اينكه رعيّت مستقيم و استوار باشند (هر كدام روى ديگرى أثر دارند). زمانى كه رعيّت حقّ والى را بدهد، و والى هم حقّ رعيّت را بدهد و طرفين به حقوق يكديگر عمل كنند، حقّ در ميان آنها عزيز مىشود.
(حقّ يعنى همان شمشير برّنده و ثبات و واقعيّتى كه همه امور با او بايد اندازه گيرى شود. بطلان و ظلمت و پندار و وَهم و اعتبار كه نقيض آنست، همه از بين مىرود و حقّ عزيز مىشود؛ حقّ داراى شرافت و مُكنت و فعليّت است؛ باطل از بين مىرود؛ باطل ذليل است؛ باطل منفعل است.)
مناهج دين و طرقى كه مردم بسوى دين پيدا مىكنند، و راههاى واقعى و استوار و صراط مستقيم در ميان مردم بر پا خواهد شد؛ و علامتهاى عدل و داد و نشانههاى قسط در همه أفراد برقرار مىگردد؛ و در اين مَحجّه و راه، سنّت پروردگار به خوبى و آسانى و يُسر به جريان مىافتد؛ و بواسطه اين أمر، زمان صلاحيّت پيدا مىكند (زمان زمانِ صالحى مىشود). و در بقاء و دوام دولت و حكومت اميد پيدا مىشود؛ و دستخوش فساد واقع نمىشود، نه از طرف داخل و نه از طرف خارج.
(أمّا از ناحيه داخلى، بواسطه اينكه تمام أفراد با والى در نهايت صميميّت و اعتدال بوده و حافظ حقوق همديگرند؛ و أمّا از طرف خارج، چون چنين جمعيّتى با چنين تشكيلاتى براى دشمن خارج قدرتى نمىگذارد كه بتواند بيايد و كيان آنها را از بين ببرد؛ لذا در بقاء اين دولت و حكومت اميد مىرود). و آنچه كه دشمنان به اين حكومت طمع داشته باشند، مبدّل به يأس و