ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٩٢
آنكه اين ديرك را بزند؟ اين معنى ندارد. چادر بر روى پايه و ديرك خود استوار است.
حضرت ميفرمايد: كسيكه ولايت أمر مردم را در دست دارد، در حكم ديرك چادر است و آن إمارتى را كه بر مردم دارد حكم چادر آنرا دارد. إصلاح و آسايش مردم محال است متحقّق بشود مگر اينكه خود إنسان آراسته شود. محال است كسى بتواند در ميان مردم عدالت إجتماعى برقرار كند قبل از اينكه خودش واقعاً طالب عدالت و روحش عادل باشد. محال است إنسان مردم را نماز خوان كند قبل از اينكه خودش نماز خوان باشد. محال است مردم را به جهاد وادار كرد قبل از اينكه خودش مجاهد فى سبيل الله باشد. محال است إنسان مردم را به قرآن و تعليمات قرآن آشنا كند قبل از اينكه خودش قرآن را بفهمد و بدان عمل كند!
حضرت ميفرمايد: كسيكه ولايت أمر مردم را در دست مىگيرد حكم ديرك چادر را دارد. محال است اين چادر بر مردم سايه بيندازد قبل از اينكه خود اين پايه برقرار بشود.
أمير المؤمنين عليه السّلام هنگاميكه مىخواستند مالك أشتر را به مصر بفرستند، رسالهاى به او نوشتند- كه مقدار كمى از اين رساله سابقاً بيان شد- و در واقع بعنوان دستور العمل با خود مالك فرستادند؛ ولى قبل از اينكه مالك به مصر برسد و اين دستور العمل را به مرحله إجراء در بياورد معاويه او را شهيد كرد. يعنى بوسيله يكى از غلامهاى عثمان يا عمر كه با مالك همسفر بود و طريق آشنائى و مودّت و خلوص را با او در پيش گرفت و خود را از خواصّ و خصّيصين مالك إرائه داد، قبل از اينكه به مصر برسد زهرى در عسل ريخت و به مالك خوراند و مالك همانجا به شهادت رسيد. بعد اين نامه بدست بنى اميّه افتاد و بنى اميّه چه در مصر و چه در غرب (أندُلُس) بناى كار خود را عمل بر روى همين نامه قرار دادند؛ و اين نامه را هم به خود منسوب كردند. بعد كه