ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٩١
فائده دارد ولى براى خودشان ضرر دارد.»[١]
متكلّمين عامّه، متصدّيان و مباشران ظلم را از ناحيه حكّام جائر معذور مىدارند
بارى آن پنج روايت را كه مرحوم أمينى از باقلانى نقل كردند، در ذيل آن از باقلانى شرحى در تفسير و بيان آنها نقل ميكنند كه وى در تتمّه كلام خود مىگويد: جائز نيست إمام را بواسطه فسق عزل كرد؛ هر كسى كه حاكم است و لو اينكه دچار فسق شود جائز نيست او را عزل نمود.
آنگاه باقلانى كلام نَوَوىّ را در «شرح مسلم» كه در هامش «إرشاد السّارى فى شرح صحيح البخارى» جلد هشتم، صفحه سى و ششم، در ذيل اين أحاديث، از طريق مسلم روايت كرده است ذكر ميكند، كه او معنى حديث را اينطور بيان مىكند
: لا تَنازَعوا وُلاةَ الامورِ فى وِلايَتِهِمْ، وَ لا تَعْتَرِضوا عَلَيْهِمْ إلّا أنْ تَرَوْا مِنْهُمْ مُنْكَرًا مُحَقَّقًا تَعْلَمونَهُ مِنْ قَواعِدِ الإسْلام. فَإذا رَأَيْتُمْ ذَلِكَ فَأَنْكِروهُ عَلَيْهِمْ؛ وَ قولوا بِالْحَقِّ حَيْثُما كُنْتُمْ. وَ أمّا الْخُروجُ عَلَيْهِمْ وَ قِتالُهُمْ فَحَرامٌ بِإجْماعِ الْمُسْلِمينَ وَ إنْ كانوا فَسَقَةً ظالِمينَ.
طبق اين روايات إنسان حقّ اعتراضى نسبت به واليان امور ندارد، مگر آنكه منكَر محقَّقى كه از اصول ثابت شده إسلام باشد از آنها ديده شود. و زمانى كه شما اين منكر محقَّق را كه مخالف قواعد إسلام است در آنها ديديد، بايد إنكار كنيد؛ و زبان به حقّ بگشائيد هر كجا هستيد! أمّا حقّ خروج بر آنها و حقّ كشتن و قتال آنها را نداريد! إجماع مسلمين بر اين است كه خروج بر آنها و قتال با آنها حرام است، اگرچه فسقه و ستمكار باشند
[١] -. در كتاب« لِاكون مع الصّادقين» دكتر سيّد محمّد تيجانى، ص ٣٠، از« صحيح مسلم» ج ٦، ص ٢٤، باب خيار الائمّةِ و شِرارهم، از رسول الله صلّى الله عليه و آله آورده است كه فرمود: خِيَارُ أَئِمَّتِكُمُ الَّذِينَ تُحِبُّونَهُمْ وَ يُحِبُّونَكُمْ، وَ تُصَلُّونَ عَلَيْهِمْ وَ يُصَلُّونَ عَلَيْكُمْ؛ وَ شِرَارُ أَئِمَّتِكُمُ الَّذِينَ تُبْغِضُونَهُمْ وَ يُبْغِضُونَكُمْ، وَ تَلْعَنُونَهُمْ وَ يَلْعَنُونَكُمْ! قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَهِ، أَفَلَا نُنَابِذُهُمْ بِالسَّيْفِ؟! فَقَالَ لَا! مَا أَقَامُوا فِيكُمُ الصَّلَوةَ!