ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٧٣
ولايت حاكم مقدّم است بر إقامه نماز عيد.
فعليهذا، اگر حاكمى در موردى حكمى نمود و مجتهد جامع الشّرائطى علم به خلاف آن داشت، نمىتواند تظاهر به خلاف حكم حاكم نمايد؛ مثلًا جهاراً روزه خود را بشكند و يا اينكه إقامه نماز عيد كند، و لو اينكه از حاكم هم أعلم باشد. زيرا همانطورى كه ذكر شد: حكم حاكم وحدت دارد و حكومت، حكومت واحده است. و بعد از تحقّق حكومت، حكم حاكم واجب الإطاعه خواهد شد، و لو بر مجتهد أعلم. در اينصورت ديگر روزه خوردن و إقامه جماعت كردن عنوان حرمت پيدا مىكند.
وليكن سخن در اينست كه: اگر ولىّ فقيهى أمر به معصيت كند، آيا ميتوانيم عمل كنيم يا خير؟! پاسخ اين است كه: نمىتوانيم عمل كنيم؛ زيرا همانطور كه ذكر شد حكم او أماريّت دارد؛ إنَّ اللَهَ لا يَأْمُرُ بِالظُّلْمِ وَ الْقُبْحِ وَ الإثْمِ وَ الْعُدْوانِ، بَلْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الإحْسَانِ. اگر حاكمى حكم به ظلم كند واجب الإطاعه نيست.
لَا طَاعَةَ لِمَنْ عَصَى اللَهَ؛ لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِى مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ
رواياتى از رسول أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم وارد شده است كه دلالت بر اين معنى ميكند. از جمله اين روايت است:
لَا طَاعَةَ لِمَنْ عَصَى اللَه
.[١] «هر كسى كه عصيان خدا را مىكند و شما را أمر به عصيان خدا ميكند از او إطاعت نكنيد».
[١] - كتاب« قانون أساسى در إسلام» تأليف أبو الاعلى مودودى، ص ٥٧؛ و أيضاً اين روايت را قاضى قضاعى به شماره ٦٣٠ در كتاب« شرح فارسى شهاب الاخبار» ص ٣٤٥ ذكر نموده است. و شيخ محمود أبو ريّه در كتاب« شيخ المَضِيرَة أبو هريرة» طبع دوّم، ص ١٧٠ گويد: و چون غضب معاويه بر عبادة بن صامت شدّت يافت، او را به سوى عثمان تبعيد كرد و گفت: عباده، شام را فاسد و خراب نموده است! عباده چون به مدينه رسيد و عثمان را ديد به او گفت: من از رسول خدا صلّى الله عليه و آله شنيدم كه ميگفت:
\iُ سَيَلِى أُمُورَكُمْ بَعْدِى رِجَالٌ، يُعْرِفُونَكُمْ مَا تُنْكِرُونَ وَ يُنْكِرُونَ عَلَيْكُمْ مَا تَعْرِفُونَ؛ فَلَا طَاعَةَ لِمَنْ عَصَى، وَ لَا تَضِلُّوا بِرَبِّكُمْ!\E
و شيخ هادى كاشف الغطاء در« مستدرك نهج البلاغة» طبع بيروت، ص ١٧٤ گويد: قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ:
\iُ لَا دِينَ لِمَنْ دَانَ بِطَاعَةِ مَخْلُوقٍ فِى مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ\E