ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٨٣
أعُوذُ بِاللَهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَ صَلَّى اللَهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ ءَالِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ
وَ لَعْنَةُ اللَهِ عَلَى أعْدَآئِهِمْ أجْمَعِينَ مِنَ الآنَ إلَى قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ
وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إلَّا بِاللَهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ
إطلاق روايات حرمت قيام را بايد به زمان عدم إمكان اختصاص داد
همانطور كه در قرآن آيات محكمات و متشابهات وجود دارد و طبق نصّ قرآن بايد متشابهات را به محكمات برگرداند، در أخبار أئمّه عليهم السّلام نيز محكمات و متشابهات هست و طبق فرمايشات خود آن بزرگواران بايد متشابهات از أحاديث را به محكمات از أحاديث برگرداند. و قاعده مجمل و مبيّن، و متشابه و محكم همه جا سارى و جارى است؛ و در محاورات عرفيّه نيز مسأله همينطور است.
مثلًا اگر خطابهاى را كه در يك سياق وارد شده است در نظر بگيريم، بايد صدر و ذيلش را با همديگر ملاحظه كنيم و بسنجيم؛ اگر در يك جملهاى إجمال بود جمله ديگر بيان اوست و اگر در يكجا مطلب خفىّ بود قرينه ديگر مبيِّن اوست.
أخبارى كه ظاهراً دلالت بر عدم جواز قيام در زمان غيبت دارند، مانند:
كُلُّ رَايَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِيَامِ الْقَآئِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ يُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَهِ عَزَّ وَ جَلَّ،
و أمثال آن كه مورد بحث قرار گرفتند، بايد بر أساس إرجاع به محكمات معنى خود را نشان دهند.
از آنچه در دروس سابقه ذكر شد، روشن شد كه مقصود، عدم قيام بَتّى و