ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٠٧
ميان خود مردم هممَنْ لَهُ الْحَقّ و مَنْ عَلَيْهِ الْحَقّ وجود دارد.) و اين حقوق را متكافى و مساوى قرار داد. هر جائى كه حقّى را لَهِ كسى قرار داد حقّى را هم عليه او وضع نمود؛ و لذا آن حقّى كه عليه اوست مستلزم حقّى شده است لَه او.
از شدّت عدل و سعه قسط، تمام اين حقوق را متكافى و مساوى قرار داد؛ و در هر جائى بمقدارى كه حقّى إيجاد كرد، مستوجب حقّى شد نسبت به ديگرى. و اين حقوق را كه تماماً حقوق متساويه و متكافيه بوده، بدون هيچ ظلمى بر تمام أفرادمَنْ لَهُ الْحَقّ و مَنْ عَلَيْهِ الْحَقّ از روى قسط و عدل واجب فرمود».
عظيمترين حقوق واجبه، حقّ والى بر رعيّت، و حقّ رعيّت بر والى است
وَ أَعْظَمُ مَا افْتَرَضَ سُبْحَانَهُ مِنْ تِلْكَ الْحُقُوقِ حَقُّ الْوَالِى عَلَى الرَّعِيَّةِ، وَ حَقُّ الرَّعِيَّةِ عَلَى الْوَالِى. فَرِيضَةٌ فَرَضَهَا اللَهُ سُبْحَانَهُ لِكُلٍّ عَلَى كُلٍّ؛ فَجَعَلَهَا نِظَامًا لِالْفَتِهِمْ، وَ عِزًّا لِدِينِهِمْ.
«عظيمترين چيزى را كه از اين حقوق خداوند واجب فرمود، حقّ والى است بر رعيّت (حقّ حاكم بر امّت)، و همچنين حقّ رعيّت است بر والى. اين دو حقّ از أعظم
مَا افْتَرَضَ سُبْحَانَهُ مِنْ تِلْكَ الْحُقُوقِ
هستند. اين حقوق فريضه و واجب است؛ حقوقى نيست كه إنسان از زير بار آن بتواند شانه خالى كند. خداوند اين حقوق را بر همه أفراد لِكُلٍّ عَلَى كُلٍّ واجب فرموده است.
اين حقوق را نظامِ براى الفت آنها و عزّتِ براى دين آنها قرار داده است كه اگر طرفين (والى و رعيّت) حقوق نسبت به هم را رعايت بنمايند، الفت فيما بينشان بر أساسى استوار منظّم خواهد شد، و مِهر و وِداد و محبّت از سراپاى والى و امّت خواهد باريد؛ و دين و إيمان و عزّ و شرف آنها در أعلى درجه از تمكين و عزّت خواهد بود. و ديگر ثُلمه و شكاف و ذلّت به هيچ طرف وارد نمىشود.
در صورت مراعات حقوق والى و رعيّت مناهج دين استوار مىشود
فَلَيْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِيَّةُ إلَّا بِصَلاحِ الْوُلَاةِ، وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلَاةُ إلَّا بِاسْتِقَامَةِ الرَّعِيَّةِ؛ فَإذَا أَدَّتِ الرَّعِيَّةُ إلَى الْوَالِى حَقَّهُ وَ أَدَّى الْوَالِى إلَيْهَا حَقَّهَا، عَزَّ الْحَقُ