ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٥٧
آنهاست قبول دارند، أمّا آنجائيكه عليه آنهاست إعراض مىكنند. يعنى: خلاصه اينها به دنبال حقّ و دنبال صدق نمىروند، دنبال منويّات خود مىروند، أعمّ از اينكه با حقّ سازش داشته باشد يا نه.
مفاد:
أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتابُوا أَمْ يَخافُونَ ...
أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتابُوا أَمْ يَخافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ رَسُولُهُ بَلْ أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ.[١]
«چرا اينها اينطور هستند؟! آيا در دلهاى آنها مرض است كه بواسطه اين مرض حقّ را قبول نمىكنند و مدركات و منويّات خود را مىپذيرند (قلب، مريض است)؟ يا در صداقت رسول خدا شكّ و ريب پيدا نمودهاند، كه اين پيغمبر راست نمىگويد و در حكمش ظلم و جور ديده مىشود؟ يا اينكه مىترسند خدا و رسولش بر آنها حيف كنند؟ يعنى ظلم كنند و از آنها يك فَيى را به نفع خود بربايند. أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ رَسُولُهُ معنيش اينست كه: مىترسند خدا و پيامبرش بواسطه حكم خود خيرى يا عزّتى يا فلاحى را از اينها بربايند و براى خودشان ببرند. بَلْ أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛ اينها با اين روش و سلوك از ستم كارانند.»
بعد مىفرمايد: إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.[٢]
بعد مىفرمايد: وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ.[٣]
«كسى كه از خدا و رسول خدا إطاعت كند و از خدا خشيت و پرهيز داشته باشد، اينها فائزند.»
وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُلْ لا تُقْسِمُوا طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ.[٤]
«قسم مىخورند به پروردگار به قسمهاى غِلاظ و شِداد كه اگر به آنها أمر
[١] - آيات ٥٠ تا ٥٣، از سوره ٢٤: النّور
[٢] - آيات ٥٠ تا ٥٣، از سوره ٢٤: النّور
[٣] - آيات ٥٠ تا ٥٣، از سوره ٢٤: النّور
[٤] - آيات ٥٠ تا ٥٣، از سوره ٢٤: النّور