ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٠
إلّا قتل آنها جائز نيست. و همچنين جائز نيست خوردن أموال مخالفين و غير مخالفين در تحت لواى حاكم جائر.
و تقيّه هم در دار تقيّه واجب است وقتى كه دار، دار تقيّه است و حاكم آنجا حاكم جائر است، و اگر إنسان تقيّه نكند خونش و ناموسش و همه چيزش را به باد داده است؛ در اينصورت حفظ خون در چنين مرحلهاى از واجبات است. و اگر إنسان از روى تقيّه قسم بخورد و مقصودش حفظ نفس خود باشد مرتكب گناه نشده است و كفّاره هم ندارد.
خبر سمندرى در لزوم جهاد در جائى كه هر فرد مسلمان بتواند به ذمّه و عهد خود وفا نمايد
ششم: روايت محمّد بن عبد الله سَمَندَرى است كه مىگويد: قُلْتُ لِابِى عَبْدِ اللَهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إنِّى أَكُونُ بِالْبَابِ (يَعْنِى بَابٍ مِنَ الابْوَابِ) فَيَنَادُونَ: السِّلَاحِ! فَأَخْرُجُ مَعَهُمْ؟!
مى گويد: من بحضرت صادق عليه السّلام عرض كردم كه: من در باب هستم (يكى از اين مكانهائى كه متعلّق به حكومت است) و در آنجا ندا مىكنند و صدا مىزنند كه بيائيد و سلاح بگيريد (شمشير و نيزه و غيره تقسيم مىكنند) و براى جنگ حركت كنيد! و مردم هم براى جنگ حركت مىكنند؛ آيا جائز است در اين جنگ شركت كنم؟!
فَقَالَ: أَرَأَيْتَكَ إنْ خَرَجْتَ فَأَسَرْتَ رَجُلًا فَأَعْطَيْتَهُ الامَانَ وَ جَعَلْتَ لَهُ مِنَ الْعَهْدِ مَا جَعَلَهُ رَسُولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ (وَ سَلَّمَ) لِلْمُشْرِكِينَ، أَكَانَ يَفُونَ لَكَ بِهِ؟! قَالَ: لَاوَ اللَهِ جُعِلْتُ فِدَاكَ؛ مَا كَانَ يَفُونَ لِى. قَالَ: فَلَا تَخْرُجْ. ثُم قَالَ لِى: أَمَا إنَّ هُنَاكَ السَّيْفُ.
حضرت فرمود: به من بگو ببينم كه اگر با اينها بسوى جهاد خارج شدى و يك مردى را به إسارت گرفتى و به او أمان دادى، همانطور كه پيغمبر به يكى از مشركين عهد و أمان مىداد، و او در اينصورت محفوظ بود و ديگر كسى حقّ كشتن او را نداشت (در زمان پيغمبر هر مسلمانى كه يك مشركى را أسير مىگرفت و به او أمان مىداد، تمام لشكر از بالا و پائين، رئيس و مرؤوس اين