ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١١٦
بنده صرف پروردگار باشم. چيزى إضافه بر عهده تكليف ندارم كه به خود ببندم و نسبت بدهم. من بنده صرف و عبد رقّ خدا هستم؛ جزاى من با اوست نه با شما! در اينصورت اين تمجيدها و ثناء گفتنهاى شما به من مختصر أثرى ندارد!»
حقّاً أمير المؤمنين عليه السّلام در اينجا معجزه كرده است! دقّت كنيد با اين جمله كوتاه چگونه حقيقت مقام عبوديّت را بيان فرموده است؛ حقّا بايستى پيغمبران بيايند و در اين مكتب بنشينند و ببينند أمير المؤمنين عليه السّلام چه فرموده است و چگونه معارف إلهى را با دو كلمه بيان مىكند!
فَلا تُكَلِّمُونِى بِمَا تُكَلَّمُ بِهِ الْجَبَابِرَةُ؛ وَ لَا تَتَحَفَّظُوا مِنِّى بِمَا يُتَحَفَّظُ بِهِ عِنْدَ أَهْلِ الْبَادِرَةِ؛ وَ لَا تُخَالِطُونِى بِالْمُصَانَعَةِ
. «بنابراين، با كلماتى كه مردم با حاكمان و واليان جبّار تكلّم مىكنند، با من تكلّم نكنيد! و مانند أفراديكه خود را در مقابل سلطان غضبناكى حفظ مىكنند تا مبادا حرفى از آنها سر بزند و در مقابل أوامرشان خطائى از آنها سر بزند، و در مقابل گفتارشان- چه راست و چه دروغ- ملاحظه كارى مىكنند، و بر رأى آن واليان صواباً أو خطآءً صحّه مىگذارند، با من اينطور نباشيد! راست و مستقيم باشيد! هيچ حال انفعال در شما پيدا نشود؛ بمناسبت ولايت من از خود تنازل نكنيد؛ حال انفعال بخود نگيريد؛ هر چه من مىگويم نديده و نفهميده قبول نكنيد! من از اين كارها خوشم نمىآيد؛ با من مصانعه نكنيد، بازى نكنيد؛ به تعارفات مطلب را خلط نكنيد و نگذرانيد!»
وَ لَا تَظُنُّوا بِىَ اسْتِثْقَالًا فِى حَقٍّ قِيلَ لِى، وَ لَا الْتِمَاسَ إعْظَامٍ لِنَفْسِى؛ فَإنَّهُ مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ أَنْ يُقَالَ لَهُ، أَوِ الْعَدْلَ أَنْ يُعْرَضَ عَلَيْهِ، كَانَ الْعَمَلُ بِهِمَا أَثْقَلَ عَلَيْهِ.
«گمان نكنيد كه اگر حقّى به من گفته شود بر من سنگين خواهد بود و در نفس من بزرگ جلوه مىكند؛ نه، كسى كه إظهار حقّ به او سنگين باشد، يا اگر