ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٥٦
«اينست و جز اين نيست كه: قول مؤمنان، در زمانى كه آنها را به خدا و رسول دعوت كنند براى اينكه ميان آنها حكم كند، اينست كه بگويند: سَمِعْنا وَ أَطَعْنا: گوش محض هستيم و إطاعت محض هستيم. (سَمِعْنا وَ أَطَعْنا همان عنوان سمع و طاعتى است كه عرض شد در اصطلاح از آيه قرآن و از خبر گرفته شده است.) وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.» بنابراين، أصل، إطاعت امّت از والى طبق اين آيه شريفه قرآن است.
و أمّا مُفاد آيه: إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ، خصوص حكم در منازعات و مرافعات و مناقشات نيست؛ بطور كلّى بايد كه امّت بسوى خدا و رسول خدا رجوع كنند، تا اينكه حكم خدا و رسول بر آنها جارى بشود، و اينها بايد بالسّمع و الطّاعة قبول كنند.
اين آيه شريفه در مجموعه آياتى است كه زنجيروار در پى هم آمده است و مطلب مهمّى را بيان مىكنند.
أمّا آيات قبل از اين، چنين است: وَ يَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ أَطَعْنا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ.[١]
«مى گويند: ما به خدا و رسول خدا إيمان آورديم و إطاعت كرديم؛ سپس جماعتى از اينها پشت نموده از أوامر تو تخلّف مىورزند. اينها مؤمن نيستند: وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ.»
وَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ.[٢]
«زمانى كه بسوى خدا و رسول خدا خوانده بشوند تا رسول خدا در ميان آنها حكم كند، فريقى از آنها إعراض مىكنند و اين دعوت را نمىپذيرند.»
وَ إِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ.[٣]
«أمّا اگر حقّ لَهِ آنها باشد و بدانند كه اين حكمى كه رسول خدا مىدهد به نفع آنهاست بسوى پيغمبر مىآيند، با إذعان و اعتراف.» پس آنجائيكه حقّ لَهِ
[١] - آيه ٤٧ و ٤٨ و ٤٩، از سوره ٢٤: النّور
[٢] - آيه ٤٧ و ٤٨ و ٤٩، از سوره ٢٤: النّور
[٣] - آيه ٤٧ و ٤٨ و ٤٩، از سوره ٢٤: النّور