ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢١٠
فُضِّلَ عَرَبِىٌّ عَلَى عَجَمِىٍّ وَ لَا عَجَمِىٌّ عَلَى عَرَبِىٍّ إلَّا بِتَقْوَى اللَهِ! أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ
!؟ قَالُوا: نَعَمْ! قَالَ:
اللَهُمَّ اشْهَد!
«سپس فرمود: مردم در إسلام از هر جهت مساوى هستند، چون مسلمانند. تمام أفراد همچون پيمانه پُر- بدون تفاوت- از آدم و حوّاء مىباشند. هيچيك از مردان عرب بر عجم فضيلتى ندارد؛ و هيچيك از مردان عجم بر عرب فضيلتى ندارد مگر به پرهيزگارى و تقواى خداوند.
آيا من إبلاغ كردم؟ گفتند: آرى! فرمود: خدايا شاهد باش»!
هدر دادن خونهاى جاهلى و رباهاى مأخوذه در زمان جاهليّت
ثُمَّ قَالَ:
كُلُّ دَمٍ كَانَ فِى الْجَاهِلِيَّةِ، مَوْضُوعٌ تَحْتَ قَدَمِى. وَ أَوَّلُ دَمٍ أَضَعُهُ، دَمُ ءَادَمَ بْنِ رَبِيعَةَ بْنِ الْحَارِثِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ؛ وَ كَانَ ءَادَمُ بْنُ رَبِيعَةَ مُسْتَرْضِعًا فِى هُذَيْلٍ، فَقَتَلَهُ بَنُو سَعْدِ بْنِ بَكْرٍ؛ وَ قِيلَ: فِى بَنِى لَيْثٍ فَقَتَلَهُ هُذَيْلٌ. أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ؟!
قَالُوا: نَعَمْ! قَالَ:
اللَهُمَّ اشْهَدْ!
«سپس فرمود: تمام خونهايى را كه در جاهليّت ريخته شده است در زير قدم خود گذاشتم؛ هيچيك از آن خونها قصاص ندارد! و أوّلين خونى را كه از اعتبار و ارزش ساقط كردم، خون آدم بن ربيعه، پسر حارث بن عبد المطلّب است، كه نوه عموى خود من است. آدم بن ربيعه از طائفه هذيل يك زن مُرضِعه (شيرده) ميخواست، طائفه سعد بن بكر او را كشتند. و بعضى گفتهاند: از بنى لَيْث زن شيرده مىخواست، هذيل او را كشتند.
آيا من إبلاغ كردم؟ گفتند: بلى! فرمود: خدايا شاهد باش!»
على كُلّ تقدير، چون اين نوه عموى من وقتى كشته شده است كه مشرك بوده و هنوز خونخواهى از او نشده است، از اين پس أولياء او كه صاحب خون هستند حقّ قصاص از آن أفرادى كه او را كشتند و اكنون إسلام آوردهاند را ندارند؛ خون او در شرك ريخته شده است، و اكنون قاتلين او مسلمانند. شخصى كه مشرك باشد خونش هدر است، و نمىتوان از مسلمان در برابر خون مشرك ديه گرفت؛ و ديه ساقط است