ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٠٠
بيعت با حاكم يعنى فروختن جان. يعنى من جان خودم را به او فروختم (باعَ، يَبيعُ از باع يَبيعُ بَيْعًا) يعنى من نفس خودم، جان خودم را به تو فروختم؛ إراده و شخصيّت و اختيار خودم را به تو فروختم؛ و إراده و اختيار تو را جايگزين إراده و اختيار خود كردم؛ و در أعمال و كردار از إراده خود صرف نظر نموده، أوامر و نواهى تو را بر خواست و مشيّت خود حاكم گردانيدم. اين معنى بيعت است؛ كه اگر اين نباشد بيعت متحقّق نمىشود. وفاء بيعت به اين معنى است كه: هر جا حاكم نظرى، اختيارى و إرادهاى دارد، إنسان آن را از جان و دل بپذيرد و قبول كند؛ و اين است معنى تعاون در امور حكومتى أعمّ از جزئى و كلّى كه براى حفظ كيان إسلام و براى حفظ شخصيّت حاكم و براى إجراء برنامههائى كه در نظر دارد بر عهده تمام امّت است.
اين سه حقّى است كه والى بر رعيّت دارد، أمّا سه حقّ هم رعيّت بر والى دارد كه إن شآء الله خواهد آمد. اللَهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ ءَالِ مُحَمَّد.