ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٩١
قائم به قسط و ملتزم به دين حقّ و حاكم به كتاب،
الحَابِسُ نَفْسَهُ عَلى ذَاتِ اللَهِ
باشد؛ يعنى در مغز و فكرش غير از پروردگار و راه خدا و انديشه خدا و سعادت و فوز مردم چيز ديگرى نبايد بوده باشد.
سزاوار است حاكم قبل از إصلاح مردم به إصلاح خود پردازد
ابن أبى الحديد در آخر «شرح نهج البلاغة» پس از إتمام شرح حِكَم أمير المؤمنين عليه السّلام، نهصد و نود و هشت حكمت از حكم منسوبه به آنحضرت را إضافه كرده است. در حكمت صد و پانزدهمين چنين آورده است:
يَنْبَغِى لِمَنْ وَلِىَ أمْرَ قَوْمٍ أَنْ يَبْدَأَ بِتَقْوِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ أَنْ يَشْرَعَ فِى تَقْوِيمِ رَعِيَّتِهِ؛ وَ إلَّا كَانَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ رَامَ اسْتِقَامَةَ ظِلِّ الْعُودِ قَبْلَ أنْ يَسْتَقِيمَ ذَلِكَ الْعُودُ.
أمير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد: «سزاوار است كسيكه ولايت أمر جماعتى را در دست مىگيرد، أوّلًا خود را بسازد سپس مردم را. أوّل ابتداء كند به آراستن و استقامت و پاكيزگى و طهارت و إيجاد عدالت در كانون ضمير خود، قبل از اينكه شروع كند در آراستن رعيّت و تقويم عامّه مردم و بر پاداشتن امور آنها؛ و إلّا به منزله كسى است كه مىخواهد مردم را در زير چادر و سايبان قرار بدهد قبل از اينكه چوبه آن چادر را بر پا بدارد.» تشبيه عجيبى مىفرمايند!
اين مطلب روشن است كه اگر بخواهند چادرى بزنند، چنانچه در مكّه يا عرفات و منى و سابقاً در أيّام روضه خوانى مرسوم بوده است كه چادر مىزدند (نه اينكه نمىتوانستند در شبستان مسقّف عزادارى كنند، بلكه چادر موضوعيّتى دارد كه نشانگر چادرهاى سيّد الشّهداء عليه السّلام است. چون روضه خوانىهائى كه مىكردند مىخواستند زير چادر بنشينند و زير چادر روضه خوانى كنند- به همانگونهاى كه وقتى حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام به كربلا آمدند خيام را بر پا كردند- و خيلى هم فكر خوبى بود) يك ديرك يا در بعضى از چادرهاى بزرگ دو ديرك زير آن قرار مىدادند؛ يعنى أوّل چوب را بر سر پا ميكنند بعد خيمه را روى سرش مياندازند. هيچ ديده شده است كسى بتواند چادر بزند و أفرادى را در زير چادر و سايبان از گرما و آفتاب محفوظ بدارد قبل از