ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٨٩
بدبختم، ذليلم، قدرت خارجى چنين است و چنان است، هيچكدام پذيرفته نيست و اين آيه شامل همه آنها خواهد شد. ميگويد: ملَئكه غضب جان آنها را مىگيرند و آنها را به جهنّم مىبرند و وقتى كه إنسان ميخواهد بر آنها إقامه حجّت كند، با منطق قوىّ و برهان قوىّ خود إنسان را محكوم مىكنند و مىگويند: چرا در خانه نشستى تا اينكه دشمن بر تو وارد شود!؟
مَنْ قُتِلَ دُونَ مَظْلَمَتِهِ فَهُوَ شَهِيدٌ
رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود:
مَنْ قُتِلَ دُونَ مَظْلَمَتِهِ فَهُوَ شَهِيد
. «اگر كسى در راه إحقاق حقّى كه از او سلب شده است كشته شود شهيد است.» مثلًا اگر جان او مورد تعدّى قرار گرفته و در راه دفاع از آن كشته شود شهيد است. چون كسى كه ميخواهد إنسان را ظلماً بكشد و إنسان براى حفظ جان خود دفاع كند، در برابر مظلمه دفاع كرده است. و يا كسى كه بخواهد از ناموس و يا أموال خود دفاع كند و كشته بشود شهيد به حساب مىآيد.
بايد توجّه نمود مبادا فكر ما آنقدر به إنحراف رود كه آن محكمات و ضروريّات دين، جاى خود را به مطالب خلاف واقع بدهد!
مثلًا هجرت كه در اين آيه مباركه واجب است و مىفرمايد: وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَ سَعَةً، در مورد پيامبر اينچنين است. خداوند به پيغمبرش أمر ميكند كه مكّه را رها كن و به مدينه برو! مكّه مشرّفه، يعنى خانه حضرت إبراهيم، حضرت آدم، و محلّ آباء و أجداد رسول خدا و مردان موحّد كه قدمت چندين هزار ساله دارد و مدفن بزرگان از مؤمنين از جمله هفتاد پيغمبر در أطراف خانه خداست؛ و آنجا كه حضرت إسمعيل دفن شده است و مدفن حضرت هاجر است را بايد رها كرد و به مدينه رفت و ديگر در مكّه نبود. اين مكّه ديگر دار النّور نيست، دار الظّلمه است. پيغمبر پس از اينكه به مدينه هجرت فرمود، يكى دو سفر ديگر به مكّه رفت ولى توقّفش در آنجا كم بود و مىفرمود: دوست ندارم دو مرتبه به آن شهرى كه از آنجا هجرت