ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٨٦
ظلم، اين آيات مباركات است:
إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَ سَعَةً وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً.[١]
كسانى كه مىميرند و ملَئكه غضب جان آنها را توفيه مىكنند (يعنى بتمام معنى بيرون ميكشند و با خود نگه ميدارند) در حاليكه اينان أفرادى هستند كه به خودشان ظلم كردهاند، ظلم به نفس كردهاند، ملَئكه به اينها ميگويند: در اين دنيا كجا بوديد؟! چرا اينقدر به نفس خود ظلم كرديد؟! چرا اينقدر بدبخت شديد؟! چرا تحمّل ظلم كرديد؟! آنها ميگويند: ما در روى زمين مستضعف بوديم؛ يعنى مورد تعدّى و تجاوز ظالم قرار گرفتيم و گردنكشان و سركردگان آنها، ما را در زير مهميز عبوديّت خود قرار داده، و ما را به عنوان استعباد و عبوديّت خود گرفتند؛ لذا خواهى نخواهى در تحت آن حكومت استكبارى كه ما را ضعيف شمردند، نمىتوانستيم بيش از اين مقدار كارى كنيم. ما در تحت قدرت قاهره ديگران بوديم؛ نه اينكه خودمان فى حدّ نفسه جنايتكار باشيم و بخواهيم به نفوس خود ظلم كرده باشيم. ملَئكه به اينها ميگويند: مگر زمين خدا واسع نبود؟! چرا شما مهاجرت نكرديد؟! از اينجا بر مىخاستيد؛ از تحت لواء كفر و أفرادى كه در اينجا زندگى مىكنند حركت مىكرديد و در جاى ديگر قرار ميگرفتيد. اين زمينِ واسع خداست؛ در آنجا به آزادى زندگى مىكرديد كه نتوانيد به نفس خود ظلم كنيد و مورد استضعاف
[١] - آيه ٩٧ تا ١٠٠، از سوره ٤: النّسآء