ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٧٧
بى دينى خواهد گرائيد).
و ديگر اينكه إصلاح را در ميان بلاد تو ظاهر كنيم كه مردم در ظلّ صلاح و آرامش و سكونت زندگى كنند و با فراغ بال و خاطر، عبادت تو را بنحو أتمّ و أكمل و با اطمينان نفس انجام دهند. و تا اينكه أفراد مظلوم از بندگان تو در أمنيّت باشند (اينطور نباشد كه مظلومين گرفتار و مطرود و مخذول، و منهوبٌ أموالُهم و أنفسُهم و عشيرتُهم باشند، و ظالمين بر سر كار باشند و تمام قدرت در دست آنها باشد و دنيا را ببلعند).
و ديگر اينكه حدود معطّله تو را بر سر پاى آوريم و حدّ را جارى كنيم، و قواعد و قوانين و حدود شرع را در ميان مردم إجرا نمائيم.»
رياست و أمارت براى اين است؛ و اين مسأله مهمّ و مشكلى است؛ و حقّاً كسانى كه وارد در مسائل رياست مىشوند، اگر بوئى از ديانت و خدا شناسى به مشام آنها رسيده باشد مىفهمند كه چقدر رياست مشكل است؛ و هر روز مرگ خود را از خدا طلب مىكنند كه راحت شوند! چون مصائب و مشكلات زياد است. راحتى و عيش و نوش دنيوى نيست؛ و عيش و نوش اخروى هم توأم با صبر در اين مشكلات است. پس رياست و أمارت و حكومت، جز مشكلات و مصائب و ناراحتىها و مسؤوليّتهاى متراكم براى آنها ثمرى ندارد. اين حقيقت أمارت آنهاست و اين مسأله بسيار مهمّى است!
بعد مىفرمايد:
اللَهُمَّ إنِّى أَوَّلُ مَنْ أَنَابَ وَ سَمِعَ وَ أَجَابَ؛ لَمْ يَسْبِقْنِى إلَّا رَسُولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ بِالصَّلَوةِ
. «خدايا تو ميدانى كه أوّلين كسى كه اين دعوت را شنيده و إجابت كرده و بازگشت به سوى تو كرده است من بودم! (من دعوت و أمر تو را پذيرفتم و إجابت كردم و بسوى تو آمدم) قبل از من هيچكس جز رسول خدا بسوى تو نيامده بود؛ و فقط او بود كه در نماز بر من سبقت گرفت. أوّل رسول خدا، و بدنبال او من بسوى تو آمدم و انابه كردم و دعوت تو را براى تحمّل مشكلات پذيرفتم.» اين مسؤوليّتها كه عبارت است از