ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٦٦
كجاست؟» گفتم: اين، آن صحيفه است. حضرت آن را باز كردند و گفتند:
هَذَا وَ اللَهِ خَطُّ عَمِّى زَيْدٍ وَ دُعَآءُ جَدِّى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلامُ!
«قسم بخدا اين خطّ عمويم زيد است و دعائى است كه جدّم علىّ ابن الحسين عليهما السّلام به او إملاء كرده و او نوشته است!» سپس حضرت صادق به فرزندشان فرمودند: اى إسمعيل، بياور آن دعائى را كه به تو سفارش نمودم آنرا حفظ و نگهدارى كنى! إسمعيل برخاست و صحيفهاى را آورد مانند همين صحيفهاى كه يحيى بن زيد به من داده بود.
حضرت صادق عليه السّلام آن صحيفه را بوسيدند و بر روى چشم گذاردند و فرمودند: اين خطّ پدر من و إملاء جدّ من عليهما السّلام است، در وقتى كه من حضور داشتم.
عرض كردم: يا بن رسول الله، آيا إجازه دارم كه اين صحيفه را با صحيفه زيد و يحيى مقابله كنم؟! حضرت فرمودند: بلى، إجازه دارى و أهليّت براى اين كار را هم دارى. من نظر كردم در اين دو صحيفه و ديدم كه بهيچ وجه اختلافى در آن دو نيست؛ حتّى يك حرف هم در يكى از آن دو، مخالف با آن صحيفه ديگر نيست.
سپس از حضرت صادق عليه السّلام إذن خواستم تا اينكه آن صحيفه را بردارم و بسوى دو پسر عبد الله بن حسن ببرم. حضرت فرمودند: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها[١]؛
نَعَمْ، فَادْفَعْهَا إلَيْهِمَا!
«خدا أمر ميكند كه بايد أمانات را به أهلش برگردانيد؛ بلى، برخيز و اين صحيفه را به آن دو نفر برسان!»
همينكه برخاستم كه بروم محمّد و إبراهيم را ملاقات كنم، حضرت فرمودند: بنشين! سپس حضرت شخصى را بسوى محمّد و إبراهيم فرستادند. چون آن دو آمدند، حضرت فرمودند: اين است ميراث پسر عموى شما يحيى كه از پدرش به او رسيده، و وصيّت كرده است كه به شما سپرده شود؛ و به
[١] - صدر آيه ٥٨، از سوره ٤: النّسآء