ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٥٧
حقّ جلوگيرى از ظلم را ندارد، و حقّ ترويج و إعلام حقّى را هم ندارد و بايد ساكت بنشيند؟!
در اينجا يك سؤال مطرح است و آن اينكه در روايت وارد است:
مَا خَرَجَ وَ لَا يَخْرُج
، حضرت مىفرمايند: خارج نشده است و خارج نمىشود. اگر حضرت مىفرمود: لَا يَخْرُجُ، از اين به بعد كسى خروج نمىكند، ممكن بود احتمال اين مطلب داده شود كه در زمان غيبت حقّ دخالت در اين امور بر عهده فقيه نيست؛ وليكن در اينجا مَا خَرَجَ هم آمده است. يعنى از ما أهل البيت خارج نشدهاند مگر اينكه موجب زيادى مكروه ما بودهاند؛ مثل محمّد و إبراهيم (پسران عبد الله محض) كه اينها خروج كردند و خروجشان موجب زيادى در مكروه ما و شيعيان ما بوده است؛ و مانند زيد و يحيى كه خروج كردند و موجب زيادى مكروه ما شدهاند؛ يعنى ما را بيشتر گرفتار كرده و شيعيان ما را بيشتر مبتلا كردهاند.
سؤال اين است: حضرت كه مىفرمايند: مَا خَرَجَ، مگر حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام خروج نكرد؟ آيا مىتوانيم بگوئيم خروج حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام هم موجب زيادى مكروه و ناگوارى و كراهت حضرت صادق عليه السّلام و شيعيانشان شده است؟!
اينرا نمىتوانيم بگوئيم؛ چون مصبِّ مَا خَرَجَ و لَا يَخْرُجُ آن قيام به حقّى كه از نفس إمام معصوم يا در راه إمام زمان عليه السّلام باشد نيست، بلكه آن خروجى است كه در مقابل او باشد؛ و إلّا سيّد الشّهداء عليه السّلام هم خروج كرده است و حضرت بايد بگويد: اين قيام موجب زيادى مكروه ما و شيعيان ما شده است؛ در حالى كه خروج حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام به نصّ آن حضرت از ألزم لوازم و ضروريّات بود. و اگر اين قيام واقع نمىشد نامى از إسلام نمانده بود. اين قيام، شرف و فضيلت بود؛ بهجت و مسرّت بود؛ عنوان كراهت نبود. كسى درباره حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام مىتواند اين حرف