ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٥٣
داغدار بودند.
زيد داراى فضل و تقوى و علم بود و از علماء آل محمّد شمرده مىشد؛ وليكن در ولايت و عصمت تالى تلو معصوم بود نه مانند خود معصوم. و همچون حضرت إسمعيل بن جعفر عليه السّلام و حضرت محمّد بن علىّ النّقىّ عليه السّلام- كه اگر بَدائى نبود إمامت به آنها منتقل مىشد- داراى ظرفيّت ولائىّ و سعه وجودى بود؛ ولى هنوز مرتبه عصمت و ولايت مطلقه را حائز نگشته بود و نظريّه او چنين بود كه در هر حال براى رفع ظلم بايد با شمشير قيام كرد. اين نظريّه براى زيد نقصان و عيب نبود، بلكه نسبت به نظريّه حضرت صادق، نسبت تامّ با أتمّ و كامل با أكمل را داشت.
هر يك از أئمّه ما سلام الله عليهم أجمعين در عين ولايت و عصمت و در عين توحيد و طهارت داراى اختلافاتى در روش و سلوك، همانند اختلافات مكانى و زمانى و طبعى و طبيعى بودهاند كه جامع آنها فقط وصول به ولايت و توحيد و تحقّق به حاقّ حقيقت بوده است.
زيد گرچه به اين درجه از ولايت نرسيده بود، وليكن فى حدّ نفسه مراحل عظيمى را از عبوديّت طىّ كرده بود و جامع كمالات بسيارى از عوالم تجرّد بود؛ و فقط نياز به كشف يك حجاب داشت كه همانند معصوم گردد. در اين صورت ديگر مانند يك شيعه عادى نبود؛ بلكه در أعلى ذِروه از عرفان و توحيد بود. و هيچگاه نمىتوان مثل زيدى را با بسيارى از شيعيان كه به ظاهر در مقام تسليم و إطاعت صِرف از إمامشان هستند و مقامات عرفانى و ولائى و كمالات توحيدى آنان حائز أهمّيّت نيست قياس نمود.
نهى حضرت صادق عليه السّلام از قيام زيد، نهى إلزامى نبود
نهى حضرت صادق عليه السّلام از قيام زيد نهى إلزامى نبود، بلكه نهى إعافى و تنزيهى بود؛ و بلكه نهى إرشادى بود كه مخالفت آنها نه تنها از مقام حضرتش دور نمىكند، بلكه با وجود غيرت و عزّت و إباء زيد، به او درجه و مقام و منزلت مىبخشد و او را در رَوح و ريحان و مقعد صدق وارد مىسازد؛ و