ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٣٠
از قباحت و فساد و ظلم و ستم- شخصى يا اجتماعى- ديد بايد سكوت اختيار كند، چون اين قيام و أمر به معروف بر خلاف مسير و نظر إمام به حقّ است؟!
عجبا! اگر اينطور باشد، آن إمام ديگر إمام به حقّ نيست؛ آن إمام ظلم است. آن إمامى كه نخواهد إنسان قيام به عدل و قيام به حقّ كند، إغاثه مظلوم كند، بلكه دوست داشته باشد ظالم بر ظلم خود إدامه دهد، يا به ظالم كمك كند، يا در دستگاههاى ظالمانه وارد بشود و اين أمر با روح آن إمام ملايمت داشته باشد، آن إمام ديگر إمام زمان نيست؛ او شيطانى است رجيم در تمام عوالم إلى يَوْمِ الوَقتِ المَعْلوم، و اين فرد بشر را إغوا مىكند.
پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم وقتى از جنگ تبوك برگشتند (جنگ تبوك خيلى طول كشيد و مشكلاتى داشت، گرچه انجام نشد، ولى طول سفر در تابستان و حركت از مدينه تا به شام موجب بسيارى از مرارتها و مشكلات شد.) خبر دادند كه ديگر جنگى واقع نمىشود؛ يعنى ديگر جنگى در زمان حيات خود پيغمبر واقع نمىشود، و همين طور هم شد و غزوه تبوك آخرين غزوه ايست كه رسول خدا انجام دادند. و در اين وقت مسلمين شروع كردند به فروش أسلحههاى خود و مىگفتند: جهاد پايان يافت؛ و مردم متمكّن هم بواسطه تمكّن خود آن سلاحها را مىخريدند. چون اين جريان به گوش رسول خدا رسيد آنها را از اين عمل نهى كرده و فرمودند:
لَا تَزَالُ عِصَابَةٌ مِنْ أُمَّتِى يُجَاهِدُونَ عَلَى الْحَقِّ حَتَّى يَخْرُجَ الدَّجَّالُ.
[١] دائماً جماعتى از امّت من در راه حقّ جهاد مىنمايند تا زمانى كه دجّال خروج كند.
مَنْ رَأَى سُلْطَانًا جَائِرًا مُسْتَحِلًّا لِحُرُمِ اللَهِ ...
طبرى در تاريخ خود نقل و روايت مىكند از أبو مِخْنَف از عَقَبة بن أبى العيزار كه او روايت كرده است كه حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام أصحاب خود و أصحاب حُرّ را در بَيْضة مخاطب قرار داده و به اين خطبه مشغول شدند
: فَحَمِدَ اللَهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ، ثُمَّ قَالَ:
أَيُّهَا النَّاسُ! إنَّ رَسُولَ اللَهِ صَلَّى اللَهُ
[١] -« مغازى» واقدى، طبع دار المعرفة الإسلاميّة، ج ٢، ص ١٠٥٧