ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٣٢
جنگ نمودند؛ همه كشته شدند غير از ٩ نفر كه فرار كردند.[١]
شاهد ما در اين است كه حضرت مىفرمايد: شما خلافت را قبول نداريد؟ إشكال ندارد؛ برويد دنبال كارتان! آزاديد! و تا وقتى كه عليه حكومت إسلام و مسلمين قيام و شورش نكنيد، هرج و مرج نكنيد، ميتينگهاى مخالف براى جمع آورى أفراد باطل به دور خود و أمثال اينها كه منجرّ به خون ريزى و قطع طريق و كج دستى و تجاوز به أموال و نواميس و أعراض مسلمين باشد بر پا نكنيد، به شما كارى ندارم. و حضرت هم به همين نهج عمل كردند؛ و اين نهايت درجه آزادى در عقيده را مىرساند.
ببينيد! إسلامى كه اينقدر بر أحكام و قوانين خود از نقطه نظر باطن و ميل قلبى پافشارى دارد، تا چه اندازه مراعات نموده است، تا كه أفرادى كه إسلام را مىپسندند، جان و دل و عقيده آنها داراى إسلام ظاهرى و باطنى باشد! أمّا اگر كسى در عقيده خود إسلام را قبول ندارد، در ميان قلب خود خدا را قبول ندارد، حكومت إسلام او را تعقيب نمىكند كه عقيدهات چرا چنين و چنان است؟! تفتيش در عقيده نمىكند. تو كه إسلام را به ظاهر قبول نمودى و عليه حكومت إسلام قيام نكردى، من چكار به عقيده باطنى تو دارم!؟
أهل ذمّه، يهود و نصارى و مجوس در پناه إسلام، در عقيده و مذهب آزادند
من يهود و نصارى و أهل ذمّه را هم در حكومت خود كه به پناهندگى من
[١] - در كتاب« النّصّ و الاجتهاد» طبع دوّم، ص ٣٥٢ گويد: ابن عبد البرّ در ترجمه علىّ ابن أبى طالب عليه السّلام در« استيعاب» بدين عبارت آورده است. وَ رُوِى مِنْ حَديثِ عَلىٍّ، وَ مَنْ حَديثِ ابْنِ مَسْعودٍ، وَ مِنْ حَديثِ أبى أيّوبِ الانْصارىِّ،، أنَّهُ- يَعْنى عَليًّا- أمَرَ بِقِتالِ النّاكِثينَ- يَوْمَ الْجَمَلِ- وَ الْقاسِطينَ- يَوْمَ صِفّينَ- وَ الْمارِقينَ- يَوْمَ النَّهْرَوانِ-.
قَالَ ابْنُ عَبْدِ الْبُرِّ: وَ رُوىَ عَنْهُ أَنَّهُ عَلَيْهِ السَّلام:
\iُ مَا وَجَدْتُ إلَّا، الْقِتَالَ أَوِ الْكُفْرَ بِمَا أَنْزَلَ اللَهُ تَعَالَى؛\E
اه.
و أيضاً اين روايت را در كتاب« الفصول المهمّة» طبع پنجم، ص ١٢٦، در تعليقه از همين مصدر روايت نموده است