ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٣
درس سى و هشتم: وجوب جهاد، تحت ولايت فقيه إلهى از خود گذشته و به خدا پيوسته
أعُوذُ بِاللَهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَ صَلَّى اللَهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ ءَالِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ
وَ لَعْنَةُ اللَهِ عَلَى أعْدَآئِهِمْ أجْمَعِينَ مِنَ الآنَ إلَى قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ
بحث مهمّى كه بايد در اينجا مطرح شود اين است كه: آيا أصل تشكيل حكومت إسلامى و تصدّى ولىّ فقيه يك أمر لازمى است يا لازم نيست؟ و آيا أمر بر پاداشتن ولايت فقيه بر مؤمنين و مسلمين واجب نيست؟ و تعيين حاكم شرع در زمان غيبت كه إمام معصوم در پرده استتار است محلّى ندارد؟ و آيا اين أمر اختصاص به خود آن حضرت دارد؟ و در صورت غيبت، تصدّى مقام إمامت و آمريّت و ولايت براى هر كس أيًّا ما كانْ غصب مقام إمامت و وصايت و خلافت محسوب مىشود؟ و بنابراين، تشكيل حكومت بهر نحو، حكومتى در مقابل حكومت او و ولايتى در مقابل ولايت اوست؟ و نه تنها اين أمر، أمر مُستحسنى نيست، بلكه مذموم هم مىباشد؛ چون غصب مقام خلافت و غصب مقام وصايت است؟
و بر همين أساس، بسيارى از أخباريّين قائل شدهاند كه در زمان غيبت ولايتى نيست و حدود هم نبايد جارى شود و تشكيل نماز جمعه هم حرام است. و بعضى از فقهاء هم كه در وجوب نماز جمعه تشكيك كردهاند و احتمال حرمت دادهاند بر همين أساس است كه نماز جمعه اختصاص به إمام معصوم يا إذن خاصّ از قِبَل او دارد. بنابراين، بدون تصدّى وى يا منصوب از قِبل وى