ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢١٦
مسأله مهمّى است. ما در هيچ يك از قوانين دنيا نمىبينيم كه حفظ آبروى مردم بر عهده حاكم و دادگاه و دولت باشد. كما اينكه حفظ أخلاق و عقيده و إيمان بر عهده آنها نيست. فقط نسبت به حفظ مسائل جسمى مىپردازند. أمّا در إسلام مسأله مهمّ، حفظ معانى و روحيّات است كه إن شآء الله بعداً ذكر خواهد شد.
اكنون فقط كلام در آبرو مىباشد. حفظ آبرو بر عهده حاكم است و حاكم نبايد إجازه بدهد آبروى مسلمانى ريخته شود. حاكم بايد از بيت المال مسلمين به فقراء كمك كند و از زكوة و صدقات آنها را بهرهمند گرداند؛ و از هر ممرّى كه مىتواند طبق قواعد و دستوراتى كه از شرع و سنّت پيغمبر صلّى الله عليه و آله رسيده است بايد مستمند و مسكين را إداره كند، بدون اينكه ديگران متوجّه شوند.
مستمند به معنى ذَوِى الحاجه است. يكى پايش شكسته، ديگرى قرض دارد، يكى منزل ندارد، يكى ميخواهد فرزندش را داماد كند و به دخترش جهيزيّه دهد و أمثال ذلك.
نه اينكه حاكم آنها را در منازل خود نشانده از كسب و كار بيندازد تا سربار جامعه شوند، بلكه همزمان با كسب و كار، كمبود ما يحتاج آنها را تأمين نمايد.
إسلام دين تن پرورى نيست. حاكم با نظر دقيق خود بايد أفراد را زير نظر آورد. أفرادى كه أهل كار هستند ولى خود را به تنبلى و گدائى مىزنند، مثل بسيارى از أفراد متكدّى كه در ميان مردماند، حاكم شرع نبايد به آنها چيزى بدهد، بلكه بايد اينها را بگيرد و تعزير كند و بزند تا دست از تكدّى بردارند؛ چون تكدّى در إسلام حرام است، در هر لباسى كه باشد!
حاكم وظيفه دارد إدارهاى تشكيل بدهد و به نياز مردم رسيدگى كند. بسيارى از أفراد مردم نيازمندند و داراى شخصيّت و آبرو كه حتّى برادر و أقوام نزديك و همسايگان از حال آنها خبر ندارند و در عسرت زندگى مىكنند. بر عهده حاكم است كه به اينها رسيدگى كند و رفع نياز آنها را در سرحدّ كفايت، نه