ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢١١
. ثُمَّ قَالَ:
وَ كُلَّ رِبًا كَانَ فِى الْجَاهِلِيَّةِ مَوْضُوعٌ تَحْتَ قَدَمِى؛ وَ أَوَّلُ رِبًا أَضَعُهُ رِبَا الْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَلِّبِ. أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ؟!
قَالُوا: نَعَمْ! قَالَ:
اللَهُمَّ اشْهَدْ![١]
«پس از آن فرمود: تمام رباهائى را كه از جاهليّت باقى مانده است ساقط نمودم و همه را از بين برده و از اعتبار انداختم، و در زير گام خود نهادم. و أوّل ربائى را كه از اعتبار ساقط كردم، رباهاى عبّاس بن عبد المطلّب عموى من است كه نزديكترين فرد به خود من است.
آيا من إبلاغ كردم و حكم را رساندم؟! گفتند: آرى يا رسول الله! رسول خدا عرض كرد: پروردگارا شاهد باش!»
در اينجا همچنين مىبينيم پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله به همان قسمى كه در عرفات خطبه خواندند، و به همان گونهاى كه استشهاد كردند، در اين خطبه هم خون مسلمان و مال مسلمان را محترم مىشمارند. خون غير مسلمان احترام ندارد؛ مال غير مسلمان احترام ندارد مگر اينكه در تعهّد إسلام در آيند.
مشركينى كه بواسطه معاهده در تعهّد إسلام در آيند خون و مالشان ارزش دارد و محفوظ است؛ چون عنوان معاهده، مسلمانان را در حفظ خون كفّار متعهّد مىكند؛ و بر أساس آن پيمان، هر مشركى كه در ذمّه إسلام است خونش و مالش محترم است. و أمّا از اين گذشته، غير مسلمانِ غير مُعاهد هيچ احترام و ارزشى ندارند.
ارزش أفراد بشر در نزد پروردگار به إيمان و إسلام است. كسى كه إيمان به پروردگار و إسلام ندارد مثل بهائم است. اگر جسدش در بيابان هم بيفتد واجب نيست إنسان آن را دفن كند؛ همانجا مىماند تا اينكه در سوزش آفتاب گداخته شود، يا حيوانات او را از بين ببرند؛ مثل حيوانى كه مرده باشد
[١] -«. إمام شناسى» ج ٦، ص ١٣٩؛ بنقل از« تاريخ يعقوبى» طبع بيروت، ج ٢، ص، ٢٠٩