ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٩٨
أفراد امّت بايد اين حقّ را محترم بشمارند و نسبت به دستگاه حاكمه، أعمّ از خود حاكم يا متصدّيان يا كارمندان او محترم بشمرند حقّ نُصح است.
نصح يعنى نصيحت كردن، خيرخواه بودن. مردم بايد خير خواه حكومت بوده و از روى صدق و صفا و واقعيّت دوست و يار و ياور دولت و حكومت إسلام باشند. در قرآن مجيد و أحاديث از كلمه نُصح كراراً ياد شده است. و اين كلمه بمراتب بهتر است از دو كلمه لُوياليسم[١] و نياليسم كه بمعنى دولتخواهى و طرفدارى از دولت است در وقت شورش، و از كلمه آليجَنس[٢] در اصطلاح انگليسى كه بمعنى وفادارى و بيعت مىباشد.
إسلام نصح را استعمال كرده و چقدر زيبا و لطيف و ظريف اين حقيقت را نشان مىدهد! و مىگويد: امّت بايد نسبت به كارفرمايان خود در حكومت إسلام خيرخواه و دلسوز باشند، مانند پدرى كه نسبت به فرزند خود دلسوز و خيرخواه است. اين حقّ، از همان خطبه ٢١٤ (حقّ والى بر رعيّت) استفاده مىشود.
أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود:
وَ لَكِنْ مِنْ وَاجِبِ حُقُوقِ اللَهِ عَلَى الْعِبَادِ، النَّصِيحَةُ بِمَبْلَغِ جُهْدِهِم
. از حقوق واجبى كه خداوند بر بندگان دارد، اين است كه نسبت به حاكم و حكومت تا آنجائى كه در توان دارند بايد تلاش كنند. نمىفرمايد تنها نصيحت كنند؛ بِمَبْلَغِ جُهْدِهِمْ يعنى تا نهايت درجه از توان و كوشش در خدمت صلاح امّت قدم بردارند.
يكوقت فرزند إنسان مريض مىشود؛ گاهى ممكن است بگويد او را پيش طبيب ببريد؛ و يكوقت إنسان خودش او را پيش طبيب مىبرد؛ و گاهى ممكن است بيمارى خطرناكى گريبانگير او بشود كه إنسان براى نجات طفل به هر راهى مىرود و هر درى را مىزند؛ از خواب نصف شب ميگذرد و با
[١] -Loyalism
[٢] -lligiance