ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٩
وَ قَالَ: أَخْبَرَنِى خَلِيلِى جِبْرِيلُ: أَنهُ يَكْتُبُ لِى بِكُلِّ حَسَنَةٍ أَوْ فَيْتُهَا إيَّاهُ حَسَنَةً.
«خليل من جبرئيل بمن خبر داد: هر حسنهاى كه من به اين اسب انجام بدهم، خداوند براى من يك حسنه مىنويسد.»
وَ إنَّ رَبِّى عَزَّ وَ جَلَّ يَحُطُّ عَنِّى بِهَا سَيِّئَةً.
«و خداوند يك سيّئه هم از سيّئات من بواسطه اين عمل از من بر مىدارد و آن سيّئه را از بين مىبرد.»
وَ مَا مِنِ امْرِىٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ يَرْبِطُ فَرَسًا فِى سَبِيلِ اللَهِ فَيُوَّفِّيَهُ بِعَلِيفِهِ يَلْتَمِسُ بِهِ قُوَّتَهُ إلَّا كَتَبَ اللَهُ لَهُ بِكُلِّ حَبَّةٍ حَسَنَةٍ، وَ حَطَّ عَنْهُ بِكُلِّ حَبَّةٍ سَيّئَةً.
«هيچ مسلمانى نيست كه اسبى را در راه خدا ببندد و با خود بكشد و به اندازه كافى و وافى به علوفه او رسيدگى كند و مقصود او اين باشد كه آن اسب قدرت بگيرد، مگر اينكه خداوند به إزاء هر دانه ايكه به آن اسب داده حسنهاى براى او مىنويسد، و به إزاء هر دانهاى كه به آن اسب داده يك سيّئه از سيّئات او را بر مىدارد
. قِيلَ: يَا رَسولَ اللَهِ وَ أَىُّ الْخَيْلِ خَيْرٌ؟!
«عرض شد: اى پيغمبر، كدام يك از أقسام اسبها بهترند
»؟ قَالَ:
أَدْهَمُ، أَقْرَحُ، أَرْثَمُ، مُحَجَّلُ الثُّلْثِ، مُطْلَقُ الْيَمِينِ؛ فَإنْ لَمْ يَكُنْ أَدْهَمُ فَكُمَيْتٌ عَلَى هَذِهِ الصِّفَةِ.
[١] «حضرت فرمود: آن اسب قرمزى كه رنگش به سياهى بخورد و در پيشانيش سفيدى بوده باشد و لبهاى بالا و دماغش و پاهايش تا ثُلث ساق سفيد بوده، همراه با يمن و بركت رها شده باشد؛ و اگر اسبى به اين رنگ پيدا نشد، آن اسب قرمزى كه رنگش به زردى متمايل باشد و او را كُمَيت مىگويند (در صورتى كه اين صفات نيز در آن بوده باشد) از همه اسبها بهتر است». اللَهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ ءَالِ مُحَمَّد
[١] -« مغازى» واقدى، ج ٣، ص ١٠١٩ تا ١٠٢١