ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٨٥
الْحَقِّ إذَا عَرَفَهُ.
«براى قضاوت در ميان مردم، آن فردى را اختيار كن كه از تمام رعيّت تو أفضل باشد ... از آن أفرادى كه در لغزش خود استقرار و دوام نداشته باشند، و هرگاه فهميدند خطائى را مرتكب شدهاند فوراً برگردند.» چون ممكن است إنسان زَلّت داشته باشد (زَلَّتْ با «زاء» به معنى لغزش است) تمادى بر زلّت صحيح نيست. پس اگر قاضى فهميد زلّتى پيدا كرده است بايد كهلا يَتَمادَى فيها، وَ لا بُدَّ وَ أنْ يَرْجِعَ.
وَ لَا يَحْصَرُ مِنَ الْفَىْء إلَى الْحَقِّ إذَا عَرَفَهُ
. حَصْر بمعنى ضيق صدر و تنگى است. قاضى بايد از رجوع به حقّ، از برگشتن به حقّ زمانى كه عَرَفَهُ (آن را فهميد) سينهاش تنگ نشود؛ خُلقش تنگ نشود. نگويد: من حكم كردم و ديگر از حكم خود بر نمىگردم! اينطور نبايد باشد. قاضى وقتى فهميد زلّتى براى او پيدا شده است، بايد فَىء به سوى حقّ كند؛ يعنى زود مراجعه بسوى حقّ كند. و زمانى كه بر خلاف حكم أوّل إشارهاى و دليلى يافت، ويا مَنْ عَلَيْهِ الْحَقّ بنفع خود شواهد زندهاى إثبات كرد، او بايستى از حكم قبلى برگردد. و اين، همان محكمه استيناف است كه امروز بر أساس فرمايش حضرت تشكيل شده است.
سپس حضرت إدامه مىدهد تا مىرسد به اينجا كه مىفرمايد:
ثُمَّ أَكْثِرْ تَعَاهُدَ قَضَآئِهِ.
«از اينها گذشته در رسيدگى و جستجو و تفحّص از حكم و قضاء قاضيان خود زياد كوشش كن؛ و از قضاوت و حكم آنان تفحّص نما و ببين قضاء آنها چگونه بوده است؟! آيا درست بوده است يا غلط؟»
ما مىدانيم: مسلّماً صرف تعاهد قضاء و سركشى و تفحّص موضوعيّت ندارد، بلكه براى اين است كه اگر در قضاوت قضات اشتباهى رخ داده باشد، تو برو آن اشتباه را بر طرف كن! ببين خداى نكرده قاضى رشوهاى نگرفته باشد؛ يا اينكه در هنگام قضاوت عصبانى نبوده است و حالش معتدل بوده، و قضاوت در حال اعتدال صورت پذيرفته است؛ و اگر اينطور نبود و اشتباهى رخ داده