ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٦٤
اين آيه شريفه پس از آياتى كه دلالت مىكرد بر وجوب إطاعت به نحو أكمل، و تمام مفاسد را در أثر عدم إطاعت و كج فكرى كفّار از رسول خدا مىدانست و به مؤمنين أمر مىفرمود كه بايستى از روى سمع و طاعت از رسول خدا إطاعت كنند آمده، و به مؤمنين وعده خلافت زمين و حكومت دين و أمنيّت و عبادت خالصه بدون خوف و رعب را ميدهد. و از اينجا استفاده ميشود كه اين وعده بر أساس همان إطاعت است.
يعنى كسانى كه إطاعت خدا را بكنند (إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ))[١] و با دل و جان كلام خدا و رسول خدا را بپذيرند، نتيجه كار آنها استخلاف در روى زمين خواهد بود. در نتيجه از زير لواى شرك بيرون آمده خدا را بدون هيچگونه تقيّد و تشويشى مىپرستند و خوف آنها تبديل به أمنيّت مىشود، و دين پروردگار، آن دين مَرضىّ و مرتضى در دسترس آنان قرار مىگيرد و در دين و آئين تمكّن پيدا مىكنند. و تمام اينها در سايه إطاعت است: إطاعت از خدا و رسول خدا و حاكمى كه از طرف رسول خدا و از طرف معصوم براى إنسان معيّن شده است.
اكنون بحث ما در اينست كه: آيا إطاعت از أوامر و نواهى ولىّ فقيه مطلقاً واجب است و بايد در هر صورت و به هر كيفيّت از او إطاعت كرد، اگرچه إنسان علم به خلاف داشته باشد، يا نه؛ إطاعت از او واجب است تا زمانى كه علم به خلاف نداشته باشيم؟ از باب مَثل اگر ولىّ فقيه حكم كند امشب شب أوّل ماه رمضان است، و بنابراين فردا مردم بايد روزه بگيرند، و إنسان علم دارد كه آخر ماه شعبان است؛ زيرا كه روى حسابهاى رؤيتِ سى، و بيست و نه كه سابقاً در ذهن بوده است، امروز بايد بيست و هشتم باشد و فردا بيست و نه خواهد بود؛ و فقيه كه ميگويد فردا بايد روزه بگيريد قطعاً خلاف است چون ماه كه بيست و هشت روز نميشود. آيا اينجا باز هم بايد از فقيه متابعت كرد و روزه
[١] - قسمتى از آيه ٥١، از سوره ٢٤: النّور