ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٥٤
تمام جهات حُسن و خوبى را براى او در نظر مىگيرد، و تمام جهاتى كه موجب ضعف و ذلّت و پستى و نكبت است از او بر مىدارد) نصيحت من حقّى است كه شما بر من داريد.
ديگر اينكه مال و خراج و فَىء شما را همانطور كه حقّ شماست به شما برسانم، و آنچه از بيت المال و فَىء بدست من مىآيد از شما مضايقه نكنم (حيف و ميل و تعدّى نكنم؛ به نحو كافى و وافى صحيحاً و سالماً آنها را بين شما قسمت كنم).
ديگر اينكه شما را تعليم كنم تا از جهل بيرون بياييد، و تأديب كنم براى اينكه بفهميد.
يعنى تنها حقّ شما بر من اين نيست كه فقط مالتان را زياد كنم، و يا خانه شما را بسازم، زراعت شما را آباد كنم، برق و آب برايتان بياورم، تنها اين نيست! تَعْلِيمُكُمْ، يعنى شما جاهليد و امّتيد و رعيّت و من والى شما هستم، حقّ شما بر من اينست كه از تمام آن ثمرات فكرى كه دارم بر شما نثار كنم و شما را به إسلام و إيمان و إيقان دعوت كنم، براى اينكه از جهل بيرون بيائيد! و شما را أدب كنم، مانند درختى كه هَرَس مىكنند و زياديهاى او را مىزنند تا اينكه اين درخت آماده شود براى ميوه دادن.
شما هم نفوسى هستيد هيولانىّ، قابليّت براى همه چيز داريد. اگر هرس نشويد، تأديب نشويد به رياضتها، يعنى به آداب شرعيّه أدب نشويد، شما مانند درخت هرزه بيرون مىآئيد و هيچ قابل استفاده نخواهيد بود؛ چوب درخت هرزه را بايد ببرند و بسوزانند. أمّا اگر شما را تأديب كنم إنسان بار مىآئيد، إنسان كامل. اين حقّى است كه شما بر من داريد.
أمّا حقِّ من بر شما اينست كه: در بيعتى كه با من به إمامت و إمارت كرديد، وفادار باشيد.
ديگر اينكه نصيحت در حضور و غيبت كنيد. چه در حضور و چه در غيبت