ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٥٠
داشته باشد. مثلًا بهره گيرى درخت چنار از هوا، نور، آب و زمين با گياه نورسته متفاوت است؛ همچنين از نظر قوّت و استحكام اختلاف فاحش است.
مرحوم پدر ما رحمة الله عليه در ابتداء طلبگى حقير روزى به من گفتند: سيّد محمّد حسين، بيا اين جملات را بنويس و حفظ كن! من نوشتم و حفظ كردم. جملات اينست
: الْعالَمُ حَديقَةٌ سِياجُها الشَّريعَةُ؛ وَ الشَّريعَةُ سُلْطانٌ تَجِبُ لَهُ الطّاعَةُ؛ وَ الطّاعَةُ سِياسَةٌ يَقومُ بِها الْمُلْكُ؛ وَ الْمُلْكُ نِظامٌ يَعْضُدُهُ الْجَيْشُ؛ وَ الْجَيْشُ أعْوانٌ يَكْفُلُهُمُ الْمالُ؛ وَ الْمالُ رِزْقٌ تَجْمَعُهُ الرَّعيَّةُ؛ وَ الرَّعيَّةُ سَوادٌ يَسْتَعْبِدُهُمُ الْعَدْلُ؛ وَ الْعَدْلُ أساسٌ بِهِ قِوامُ الْعالَمِ. فَبِالْعَدْلِ قِوامُ الْعالَمِ، فَبِالْعَدْلِ قِوامُ الْعالَمِ، فَبِالْعَدْلِ قِوامُ الْعالَم!
«عالم حكم يك باغ و بستانى را دارد كه ديوار اين باغ شريعت است؛ شريعت، ديوار حافظ اين عالم است. و شريعت سلطانى است، يعنى قدرت و قوّتى است كه واجب است از او إطاعت كنند. و إطاعت، روش و دستورى است كه بواسطه آن مُلك و حكومت و ولايت بر پا و برقرار مىشود. مُلك و ولايت، نظامى است كه جيش و لشكر آن را كمك مىكنند. جيش عبارت است از جمعيّتى كه با يكديگر همكارى و هميارى نموده، و آنها را مال كفالت ميكند. مال، روزى و رزقى است كه رعيّت آن را گرد مىآورند. رعيّت توده و عامّه مردم هستند كه داد و عدالت آنها را به فرمان بردارى و إطاعت در مىآورد. عدل، أساسى است كه بواسطه آن قوام عالم است. پس به عدل قوام عالم است، به عدل قوام عالم است، به عدل قوام عالم است!»
و از آن زمان تا به حال كه شايد قريب پنجاه سال مىگذرد، حقير به اين جملات و مصدر آن برخورد نكردم، و ليكن هفت سال پيش شبى در حين مطالعه تفسير طنطاوى[١] به اين مطلب برخورد كردم كه بدين گونه نوشته شده بود:
[١] - تفسير« الجواهر» طبع مصر، ج ٢، سوره ءَال عمران، ص ٦٣ و ٦٤