ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٥
چقدر جهاد براى آنحضرت خوشايند بود! جهاد يعنى حيات؛ جهاد آدمكشى نيست؛ جهاد مسلمان كردن شخص كافر و إرائه قرآن و إرائه و إقامه نماز و أمر بمعروف و نهى از منكر در سراسر عالم است. و اين از بهترين خصالى است كه قرآن مجيد- بنحو الإطلاق و العموم- مؤمنين را به آن أمر مىكند.
بنابراين، هيچ وجهى ندارد كه ما جهاد را اختصاص به خود إمام عصر عليه السّلام بدهيم و در زمان غيبت باب جهاد را مسدود كنيم؛ بلكه جهاد با تمام شرائط و آداب برجاى خود باقى است؛ ولى البتّه بايد تحت نظر ولىّ فقيه جامع الشّرائط صورت بگيرد. اگر فقيه عادلى با تمام آن خصوصيّات باشد و مردم هم با او بيعت كنند و حكومت برقرار شود، آن فقيه بر حسب مقتضياتى كه ميداند به جهاد أمر ميكند؛ و اگر مقتضى ندانست طبعاً أمر نمىكند.
بايد دانست: مقصود از تحقّق جهاد در زمان غيبت اين نيست كه ولىّ فقيه هر روز أمر به جهاد كند؛ بلكه منظور اين است كه أمر جهاد به دست اوست؛ و هر وقتى كه صلاح بداند به جهاد أمر مىكند؛ وقتى هم كه صلاح نمىداند أمر نمىكند. كلام هم در جهاد است نه دفاع؛ و دفاع در هر صورت واجب است.
وليكن بحث ما در اين است كه يكى از وظائف حكومت إسلام و ولايت إيجاد وزارت جهاد است، كه بايستى مسلمانها را تربيت و به فنون جنگ آشنا نمايد و آنها را به جهاد به كفّار براى مسلمان نمودن آنان بفرستد. اين از وظائف حكومت إسلام است و حتماً حكومت إسلام بايد چنين وزارتخانهاى داشته باشد.
رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم جهاد را خيلى دوست داشتند و در جهاد خيلى مسرور و مبتهج بودند. چون جهاد دعوت به حيات است، دعوت به مبدأ است، دعوت به وطن أصلى است. گويا رسول خدا در روى زمين، خود را با تمام أفراد غريبه مىبيند، مگر آن كسيكه إسلام بياورد؛ كه او ديگر أهل وطن است. و لذا رسول خدا عاشق بود بر اينكه كسى را مسلمان