ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٤٢
فتوائى كه بر خلاف حقّ دادهاند، يا از بيت المال به أفراد مورد نظر خود بيش از حقّ آنها پرداختهاند براى والى بيان كنند؛ بلكه هميشه وقتى با والى تماس مىگيرند با خنده و أدب و احترام و رعايت اصول معارفه كه با تصديق و تأييد والى توأم باشد برخورد مىكنند. و حاكم هم كه عالم به غيب نيست، بلكه با همين ظواهر عمل مىكند؛ و اين ظواهر بسيار مُعجب و گول زننده مىباشند و باعث فريب إنسان مىشوند.
چه بسا بعضى از أفرادى كه با والى تماس دارند از فرزندان و يا منتسبين به او هستند، و او أصلًا درباره آنها احتمال خلاف نمىدهد، و كارهاى آنها را مثل كار خود صحيح و متقن به حساب مىآورد. و يا أفرادى كه نويسنده و كاتب والى، و يا مأمور جمع آورى زكوات و وجوهات مردم هستند، و يا صندوق دار او مىباشند و والى به آنها اطمينان كامل دارد، نمىتواند جنايت آنها را در صورت تذكّر مردم بپذيرد؛ و نمىتواند قبول كند كسى كه مثلًا بيش از سى سال با او سابقه آشنائى دارد، فرد خلافكارى از آب در آيد.
و يا آنها در أوّل كار أفراد خوبى بودند و بر همين أساس والى ايشان را مأموريّت داده است، ولى در ميان كار رفته رفته به مال اندوزى و ستم خو گرفتهاند و والى خبر ندارد و با همان چشم أوّل به آنان مينگرد.
نظير اينها هم در ميان علماء و روحانيّت ديده مىشود. در ميان همين أفرادى كه در صراط مرجعيّت هستند بعضى از أفراد كم كم رخنه مىكنند (از فرزندان و أقرباء از أهالى و منتسبين به او) و حجابى بين او و مردم إيجاد مىنمايند و او را در محدودهاى از موانع و مقيّدات قرار مىدهند. به نحوى او را در چنبره نفوذ و سيطره مشيّت خود در مىآورند كه بهيچ وجه إمكان تخطّى از اين حلقه محاصره براى او متصوّر نخواهد بود. و تماسّ با عامّه مردم از او قطع مىگردد، و تماسّ با اين فقيه منحصر در اين أفراد خاصّه خواهد شد. و أفراد خاصّه هم آن والى و حاكم را مانند انگشتر در انگشت به هر قسمى كه بخواهند