ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٣٦
از اين مقدار از او برنجد و ميانشان بهم بخورد. لذا از زدن و تعزير او خوددارى كرد.
بنابراين، گناه خود اوست كه حاكم را تأديب نكرده است. كما اينكه نظيرش در زناى مُغيرة بن شُعْبَه پيش آمد، كه حاكم بصره بود و زنا كرد و شهود آمدند و شهادت دادند، همينكه نوبت به شاهد چهارم رسيد گفت: من پناه مىبرم به خدا از آن كسى كه شهادت بر صحابى رسول خدا بدهد؛ واى بر آن كسى كه شهادت بدهد! و او هم ترسيد و شهادت نداد. لذا مغيرة بن شعبه تبرئه شد، و آن سه شاهدى كه شهادت دادند به عنوان شهادت قذف تعزير شدند و حدّ خوردند؛ و اين قضيّه را همه در كتب خود ذكر كردهاند.
سوّم اينكه: چرا به اين مرد حكم مىكنيم كه عمرو بن عاص را بزند در حاليكه آنها به مصر بر مىگردند و عمرو بن عاص دمار از روزگارش بر مىآورد؟! اين أهل همان مصر است كه وقتى قصد آمدن نزد تو را داشت تا شكايت كند عَمرو بن عاص او را گرفته حبسش نمود؛ حال اگر جلوى جمعيّت با اين درّه بر كلّه او بزند، ديگر نمىتواند به مصر باز گردد، و زندگى برايش مرگ خواهد بود.
اينچنين است عدالت عمر كه آوازهاش گوش دنيا را پر كرده است! تمام مفاسدى كه در إسلام پيدا شده است از ظلم عمر بوده است. عمر بيت المال مسلمين را كه پيغمبر به همه أفراد أعمّ از عرب و عجم، معاهد و غير معاهد، أفرادى كه در جنگ بدر بودند، در احد بودند، در جنگ أحزاب بودند، و به آنها كه شركت نكردند يكسان قسمت ميكرد، تمام بيت المال را به صورت طبقاتى تقسيم نمود. سهميّه عرب را بيش از عجم قرار داد و أحكامى براى خصوص عرب وضع نمود. مسأله سياه و سفيد را مطرح كرد، شوكت عرب و ذلّت عجم را به حدّ أعلى رسانيد، و نسبت به أفرادى كه تازه مسلمان شده بودند سهميّه كمترى قرار داد. سهميّه أفرادى كه سابقاً مسلمان شده بودند از بيت المال ٥ هزار درهم بود؛ سهميّه بدريّين بيشتر بود و شركت كنندگان در احد و أحزاب