ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٢٥
وزن خود را ميدانى، اگر كسى جاهل به أمر تو باشد و بيايد ترا تعريف و تمجيد كند، گول نخورى، كه جهل غير تو بر علمى كه تو به خودت دارى غلبه پيدا كند».
سخيفترين حالات والى اين است كه دوست داشته باشد مردم او را مدح كنند
وَ قالَ عَبْدُ اللَهِ بْنُ الْمُقَفَّعِ فى «الْيَتيمَة»: إيّاكَ إذا كُنْتَ والِيًا أنْ يَكونَ مِنْ شَأْنِكَ حُبُّ الْمَدْحِ وَ التَّزْكيَةِ، وَ أنْ يَعْرِفَ النّاسُ ذَلِكَ مِنْكَ! فَتَكونَ ثُلْمَةً مِنَ الثُّلَمِ يَقْتَحِمونَ عَلَيْكَ مِنْها، وَ بابًا يَفْتَتِحونَكَ مِنْهُ، وَ غيبَةً يَغْتابونَكَ بِها وَ يَسْخَرونَ مِنْكَ لَها. وَ اعْلَمْ: أنَّ قابِلَ الْمَدْحِ كَمادِحِ نَفْسِهِ، وَ أنَّ الْمَرْءَ جَديرٌ أنْ يَكونَ حُبُّهُ الْمَدْحَ هُوَ الَّذى يَحْمِلُهُ عَلَى رَدِّهِ، فَإنَّ الرّآدَّ لَهُ مَمْدوحٌ وَ الْقابِلَ لَهُ مَعيبٌ.[١]
عبد الله بن مقفّع گفته است: مبادا اگر تو به ولايتى برسى، دوست داشته باشى كه مردم تو را مدح و تزكيه كنند! يعنى تو را بستايند و در بيان مقالات و نوشتهها و خطبههاى خود، تو را از عيوب مبرَّى بدارند. (مدح يعنى تعريف كردن از اينكه والى چنين و چنان است، اين طور خدمت مىكند و أمثال اينها. تزكيه يعنى عيبهاى تو را در بين مردم حسن جلوه دهند، در حاليكه در نزد خود عيب و گناه دارى؛ كذب دارى، حقّ مردم را مىبرى، دروغ مىگوئى، به عنوان دروغ مصلحتآميز توريه مىكنى؛ تمام اينها گناه است ولى آنها مىگويند: نه، اينها امورى است كه براى والى لازم است. مثلًا مىگويند: والى چگونه با يك جمعيّت كثير برخورد كند؟! لابدّ است در اين موارد به جهت ضرورت و جبر زندگى دست به بعضى از كارها بزند، و اين براى والى يك أمر طبيعى است.)
مبادا تو اينطور باشى! مبادا اينكه مردم بدانند و بفهمند كه دوست دارى تو را مدح و تزكيه كنند! اگر اين طور بشود در خودت و نفست سوراخ و شكافى خواهد بود از سوراخ ها و شكافها؛ و مردم از اين شكاف بر نفس تو وارد
[١] - همان مصدر، ص ١ ٠ ٤