كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣١٢ - احضار و تسخير جن و روح
به خدمت مىگيرد، جن را تسخير مىكند، احضار ارواح مىكند. گاهى روح كسى را تسخير مىكند و به اين وسيله فردى را كه ديوانه و جن زده شده معالجه مىكند، يا از زبان آنها خبر از امور غايب به دست مىآورد و كشف غائبات مىكند، يا روح را احضار مىكند و آن را مثل لباسى كه به تن مىكنند، بر بدن زن يا كودكى كه حالت انفعال و تأثرش شديد است و منفعل مىشود، مىپوشاند و از زبان او خبر از غائب مىدهد. بخشى از تسخيرها هم تسخير انواع حيوانات موذى و غير موذى است و حتى تسخير انسان.
حال بحث در اين است كه آيا انواع تسخيرات، جزء سحر و از مصاديق آن است و داخل در عنوان كلى سحر است و در نتيجه محكوم به همان احكام است و عمل تسخير و تعليم و تعلّم آن و كسب مال با آن حرام است؟
يا اگر موضوعاً خارج از سحر هستند، آيا حكماً داخل مىباشند و ملحق به سحرند يا حكماً هم خارج مىباشند؟ يعنى آيا خود تسخير ذاتاً حرام نيست، تعليم و تعلّمش اشكالى ندارد، امرار معاش از اين طريق هم بلامانع است و اگر حرمتى وجود دارد به خاطر پارهاى امور حرام خارجى است كه گاه با تسخير همراه مىشوند- از قبيل اهانت به اسماء مقدسه الهيه، آزار روح جن يا انسان مؤمن و ملك، اضرار مالى يا جانى يا جسمى به مؤمن و ظلم به نفوس محترمه و مانند آن است- وگرنه ذاتاً جايز است؟
شهيد اوّل در دروس[١] و شهيد ثانى در مسالك[٢] صريحاً استخدام ملك و جن و استنزال شياطين و استحضار آنان و نيز احضار ارواح را از مصاديق سحر شمردهاند. اين در حالى است كه آن دو فقيه بزرگ اضرار به مسحور را در مفهوم اضرار دخيل مىدانند. شيخ انصارى مىفرمايد:
الظاهر أنّ المسحور في ما ذكراه هي الملائكة والجنّ والشياطين، والإضرار بهم يحصل بتسخيرهم وتعجيزهم من المخالفة له والجائهم إلى الخدمة.[٣]
[١]. الدروس الشرعيه، ج ٣، ص ١٦٤.
[٢]. مسالك الافهام، ج ٣، ص ١٢٨.
[٣]. المكاسب، ج ١، ص ٢٦٠.