كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ١٩٥ - بررسى صحت معامله مزبور
بنابراين فتواى امام به حرمت و بطلان اين بيع كاملًا مستند و مبرهن است، زيرا حرمت آن با قانون عقلى قبح تهيه مقدمات حرام درست مىشود. و بطلان آن با دليل چهارم- كه در بالا آورديم- و روايات جواز بيع انگور و خرما و عصير مخالف قواعد مزبور است و بايد علم آن به اهلش واگذار شود.
البته امام راحل در مكاسب محرّمه به صراحت و قاطعيت روايات را رد مىكند، ولى در متن تحرير تنها به وجود اشكال جدى از اين ناحيه بسنده مىنمايد و به دنبال آن مىفرمايد:
«والظاهر انّ النصوص معلِّلة
» كه شايد اشاره به بعضى از روايات باب باشد كه حكم به جواز را معطل كردهاند، البته تعليل صريح نيست ولى به صورت وصف يا حال آمده و مشعر به عليت است. مثل روايت ابى بصير:
«إذا بعته قبل أن يكون خمراً وهو حلال فلا بأس به».[١]
يعنى چون بيع قبل از اينكه خمر شود حلال بود و در آن حال فروخته شده است اشكالى ندارد. و مانند روايت حلبى:
«لا بأس به تبيعه حلالًا فتجعله حراماً ...».[٢]
يعنى مناط صحت معامله حلّيت خود بيع نيست، بلكه حلّيت مبيع براى بايع است و چون در اين حال فروخته شده است اشكالى ندارد.
حال شايد نظر مبارك امام اين باشد كه اين نصوص چون معلّل هستند تقدّم دارند و حكم به جواز بيع مىشود. شايد نظر ديگرى دارند كه نياز به تأمل بيشترى است زيرا معلّل بودن آنها ظاهر و صريح نيست و اشعار به عليت است كه نمىتواند مورد استناد باشد. به هر حال ايشان قبلًا به صورت وجه قوى فتوا به حرمت و بطلان داده است.
[١]. وسائل الشيعه، ج ١٧، ص ٢٢٩، ح ٢.
[٢]. همان، ص ٢٣٠، ح ٤.