كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٤٤٢ - مطلب دوم، حكم شرعى احتكار
و روايت دعائم الاسلام از اميرمؤمنان (ع):
«المحتكر آثمٌ عاص».[١]
در روايات فراوانى هم نهى آمده است؛ امّا از نظر سند و دلالت مورد قبول مىباشند، از جمله در روايت معتبره سكونى كه شهيد ثانى از آن به صحيحه اسماعيل بن ابى زياد تعبير آورده است[٢] و البته بر اصطلاح متأخرين، تعبير دقيقى نيست، زيرا سكونى از اهل سنّت است و صحيحه آن است كه همه راويان آن امامى عدل باشند. امّا اين روايت، معتبره است.
در بعضى ديگر از روايات هم تفصيل وجود دارد از جمله صحيحه سالم حناط از امام صادق (ع):
قال: قال لى أبو عبدالله (ع): «
ما عملك؟»
قلت: حنّاط، وربّما قدمت على نفاق، وربّما قدمت على كساد فحبست، قال:
«فما يقول من قبلك فيه؟»
قلت: يقولون محتكر. فقال:
«يبيعه أحد غيرك؟»
قلت: ما أبيع أنا من ألف جزء جزءاً. قال
: «لا بأس إنّما كان ذلك رجل من قريش يقال له حكيم بن حزام، وكان إذا دخل الطعام المدينة اشتراه كلّه، فمرّ عليه النبي (ص) فقال: يا حكيم بن حزام! إيّاك أن تحتكر».[٣]
استفصال امام روشن است. حديث به دو بيان بر حرمت دلالت دارد: يكى تعبير «لا بأس» كه مفهوم آن وجود بأس است در فرض نبود بايع و باذل ديگر، و بأس ظهور در حرمت دارد.
ديگرى استناد به سخن رسول خدا (ص) است، كه در فرض انحصار طعام، به طعام محبوس و نبودن باذل به حكيم بن حزام فرمود: «إيّاك أن تحتكر». و «ايّاك» براى تحذير است، يعنى بر حذر باشد از احتكار، و ظهورش در حرمت قوىتر از ظهور نهى در حرمت است.
[١]. دعائم الاسلام، ج ٢، ص ٣٥، ح ٧٧.
[٢]. مسالك الافهام، ج ٣، ص ١٩٢.
[٣]. وسائل الشيعه، ج ١٧، ص ٤٢٨، ح ٣.