كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣٤٢ - ٣ روايات
٣. روايات
عمده دليل مسأله، اخبار فراوانى است كه از طرق اماميه[١] و اهل سنت[٢] نقل شده است. اين روايات در حدّ تواتر است و جاى گفت و گوى سندى نيست، گرچه اگر هم خبر واحد باشند در ميان آنها روايات صحيحه و موثقه فراوان است و حجيت آنها مسلّم است.
از نظر مضمون و مفاد، برخى روايات با كراهت مناسب است مثل روايت حسين بن مختار از امام صادق (ع) كه مىفرمايد: «احبّ لك أن تبيّن لهم ما فيها»،[٣] ولى روايات فراوانى وجود دارد كه ظهور در حرمت دارند يا نصّ در حرمت هستند، مثل صحيحه يا حسنه هشام بن حكم از امام هفتم (ع):
«يا هشام إنّ البيع في الظلال غشّ والغشّ لا يحلّ».[٤]
و معتبره سكونى از امام صادق (ع):
«نهي النبي (ص) أن يشاب اللبن بالماء للبيع».[٥]
البته اين از باب مثال است و قطعاً اختصاص به شوب لبن به ماء ندارد.
و در برخى روايات به آثار وضعى غشّ نيز اشاره شده است؛ از جمله روايت عيسى بن هشام از امام صادق (ع) كه به مرد آرد فروش فرمود:
«إيّاك والغشّ فإنّه مَن غَشّ غُشّ في ماله، فإن لم يكن له مال غُشّ في أهله».[٦]
و مثل روايت عقاب الاعمال از رسول اكرم (ص):
«ومن غشّ أخاه المسلم نزع الله بركة رزقه وأفسد عليه معيشته، ووكّله إلى نفسه».[٧]
با نصّ اين روايات يا ظهور آنها در حرمت، اجمال روايات «ما احب» يا «لا يصلح»
[١]. وسائل الشيعه، ج ١٧، ص ٢٧٩- ٢٨٣ و ج ١٨، ص ١١٢- ١١٣.
[٢]. سنن بيهقى، ج ٥، ص ٣٢٠.
[٣]. وسائل الشيعه، ج ١٧، ص ٢٨٢، ح ٩.
[٤]. همان، ص ٢٨٠، ح ٣.
[٥]. همان، ح ٤.
[٦]. همان، ص ٢٨١، ح ٧.
[٧]. همان، ص ٢٨٣، ح ١١.