كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣٢٠ - ١ تعريف لغوى كهانت
خلاصه كاهن يا عراف به كسى مىگويند كه ادعاى علم غيب دارد و از امور غايب خبر مىدهد، خواه مربوط به حوادثى باشد كه در گذشته اتفاق افتاده باشد مثل سرقت و قتل يا حوادثى كه در آينده اتفاق خواهد افتاد. برخى براى هر كدام اسم خاصى اختيار كردهاند و براى خبر دهنده از گذشتهها نام عراف را برگزيدهاند و كاهن را به خبر دهنده از آينده اطلاق كردهاند.
تعريف فقهي كهانت: علامه در قواعد:
الكاهن مَن كان له رئيّ من الجنّ يأتيه الأخبار.[١]
رئى بر وزن فعيل به معناى صاحب رأى و نظر است؛ «فلان رئى القوم أى صاحب رأيهم» و برخى مثل قاموس[٢] و نهايه[٣] گفتهاند رئى يك نفر از جن است كه كاهن او را مىبيند و از او خبرها را مىگيرد و او تابع كاهن است. فاضل مقداد اين تعريف را به مشهور نسبت داده است.[٤]
شهيد ثانى در مسالك:
هي- بكسر الكاف- عمل يوجب طاعة بعض الجانّ له، واتّباعه له، بحيث يأتيه بالأخبار الغائبة، وهو قريب من السحر.[٥]
طبق تعريف مشهور و شهيد ثانى كاهن كسى است كه به كمك جن از غايبات خبر مىدهد و قيد نشده است كه از خصوص مستقبل خبر دهد؛ مگر اينكه مقصود از غايبات، همان حوادث آينده باشد كه اين هم بعيد و خلاف اطلاق غيب و غايب است. ولى در برخى تعاريف، خبر دادن از آينده قيد شده است؛ مثلًا صاحب جواهر مىگويد:
الكهانة بالكسر والفتح، وهي تعاطي الأخبار عن الكائنات في مستقبل الزمان.[٦]
[١]. قواعد الاحكام، ج ١، ص ١٢١.
[٢]. القاموس المحيط، ج ٤، ص ٣٣١.
[٣]. النهايه، ابن اثير، ج ٢، ص ١٧٨.
[٤]. التنقيح الرائع، ج ٢، ص ١٣.
[٥]. مسالك الافهام، ج ٣، ص ١٢٨.
[٦]. جواهر الكلام، ج ٢٢، ص ٨٩.