كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣٠٨ - ٢ بحث حكمى
البته در تعريف سحر، گروهى از فقها از جمله مرحوم امام تعبير به مؤثر بودن در بدن يا عقل يا قلب را آوردهاند. اگر مرادشان از تأثير، خصوص تأثير منفى و اضرار باشد بايد اين عده نيز از گروه دوم و طرفدار قول دوم محسوب شوند؛ ولى تأثير، اعم است از منفى و مثبت، مخصوصاً با نتايجى كه امام راحل متفرع ساخته است كه موجب خواب، دوستى، اغما و مانند آن است؛ اينها گاهى مضر است و گاهى به نفع شخص مسحور است كه با تلقين يا سحر و جادو و يا ذكر و دعا بيهوش شود تا درد جانكاه بيمار مداوا گردد، يا مدتى بخوابد و استراحت كند، يا محبت افراطى فردى از قلب او خارج شود تا از ناراحتى روحى درآيد، و ... بنابراين سحر و جادو اگرچه نافع باشد حرمت دارد.
موارد استثنا: حرمت سحر و جادو مثل حرمت و قبح ظلم و شرك نيست كه علت تامه حرمت باشد و تخصيصبردار نباشد، بلكه مثل حرمت كذب و شراب و غناست كه مقتضى حرمت مىباشند؛ هيچ اشكالى ندارد كه گاهى براى يك ملاك مهمتر حلال و جايز و بلكه راجح و واجب باشند، لذا با اينكه حكم اصلى و اوّلى سحر در اسلام حرمت است ولى در مواردى تجويز شده است؛ مثلًا براى دفع ضرر سحر با سحر يا حلّ و گشودن گره سحر با سحر.
گشودن سحر و جادو با دعاها و اذكار و آيات، با اراده و تأثير نفس ولى خدا و با دارو و درمان طبيب قطعاً جايز است، و خلاصه باز كردن جادو با غير جادو از امور حلال جايز است و كسى در آن ترديد نكرده است. امّا آيا دفع يا رفع سحر با سحر هم جايز است؟
ظاهر كلام علامه در منتهي[١] بلكه صريح كلام شهيد اوّل در دروس[٢] اين است كه: «ويجوز حلّه بالقرآن والذكر والاقتسام لا به». روايت حلّ سحر هم بر همين حمل مىشود (البته روايت علاء در جوامع روائى نيست ولى روايت عيسى بن شقفى هست. عيسى
[١]. منتهى المطلب، ج ١، ص ١٠١٤.
[٢]. الدروس الشرعيه، ج ٣، ص ١٦٤.