كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣٠٧ - ٢ بحث حكمى
الله في خلقه، وفي عجائبه كما هو واضح.[١]
به هر حال سحر و جادو در غالب موارد، سبب فريب و گمراه كردن مردمان است و به نوعى ميان معجزه كه حق است و جادو كه باطل است خلط مىشود و سبب ظلم به خويش و به ديگران است و قبح عقلى آن نيز مسلّم است. بنابراين مىتوان گفت، به حكم ادله اربعه سحر حرام است.
حرمت سحر به خاطر اضرار: آيا سحر مطلقاً حرام است يا خصوص سحرى كه به حال مسحور ضرر بدنى يا روحى يا عقلى داشته باشد حرام است؟ دو نظر در اين رابطه وجود دارد:
الف) به نظر اكثر فقها مطلق سحر و جادو حرام است، اگر چه به حال مسحور ضرر نداشته باشد. دليل اين عدّه، اطلاق روايات است كه به برخى از آنها اشاره شد و در آن روايات روى طبيعت سحر و ساحر تكيه شده است.
ب) به نظر عدهاى خصوص سحر مضرّ حرام است، نه مطلق سحر. بنابراين سحر نافع حلال است. سحرى هم كه براى سرگرمى انجام مىگيرد و به حال كسى ضرر ندارد حرام نيست، اين عده دو دستهاند؛ برخى مثل شهيد اوّل در دروس و شهيد ثانى در مسالك معتقدند در اصل مفهوم سحر و صدق آن اضرار به غير معتبر است و بدون آن سحر نيست تا از حرمت آن بحث شود و لاأقل صدق سحر مشكوك است و تا محرز نباشد حق نداريم به اطلاقات استناد كنيم. برخى هم مثل مرحوم شهيدى معتقدند كه در اصل هدف سحر، اضرار به غير مطرح نيست ولى در حكم به حرمت سحر، مضر بودن دخيل است.
گفتنى است طبق تعريف اكثر لغويين و فقها، ضرر داشتن در مفهوم سحر معتبر نيست، و اطلاقات هم محفوظ است و وجهى براى انصراف و تقييد نيست. و حق اين است كه سحر مطلقاً حرمت دارد. امام راحل نيز در متن تحرير قيدى نياورده و سحر را مطلقاً حرام دانسته است.
[١]. جواهر الكلام، ج ٢٢، ص ٧٨.