كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣٠١ - ١ بحث موضوعى(تعريف جادو و افسونگرى)
احكام سحر
درباره مسأله سحر و جادو دو مطلب اساسى مطرح است: بحث حكمى و بحث موضوعى. البته ترتيب طبيعى، تقديم بحث موضوعى بر بحث حكمى است ولى ما ترتيب طبيعى را رعايت مىكنيم:
١. بحث موضوعى (تعريف جادو و افسونگرى)
نظر اهل لغت: جوهرى در صحاح: «السحر ما لطف مأخذه ودقّ».[١] يعنى هر كارى و هر چيزى كه مأخذ و سرچشمه آن مخفى و پنهان است.
ابن اثير در نهايه: «السحر صرف الشيء عن وجهه».[٢] يعنى سحر عبارت است از صرف و تغيير چيزى از صورت و شكل يا ماهيت آن با شكل يا ماهيت ديگر [البته با يك سلسله علل و عوامل مخفى و پنهان].
ابن فارس در مجمل:
السحر إخراج الباطل في صورة الحق.[٣]
يعنى سحر اين است كه جادوگر امر باطل و بدون واقعيت را به صورت حق و واقعيتدار نشان دهد. طبق اين تعريف جادوگرى يك امر حقيقى و واقعى نيست، بلكه امرى پندارى و خيالى است و چه بسا كسى كه با قدرت بيان امر باطلى را به صورت حق و حقيقت جلوه مىدهد و در ذهن مخاطب جا مىاندازد نوعى افسونگر باشد.
شرتونى لبنانى در اقرب الموارد:
سُحره سحراً عمل له السحر وخدعه وسحر فلاناً من الامور صرفه.[٤]
طبق اين بيان اگر ماده سحر بدون حرف جر استعمال شود به معناى خدعه و افسون و فريب و نيرنگ است و امر واقعى نيست ولى اگر با حرف «من» استعمال شود به
[١]. صحاح اللغه، ج ٢، ص ٦٧٩، ماده سحر.
[٢]. النهايه، ابن اثير، ج ٢، ص ٣٤٦ ماده سحر.
[٣]. به نقل صاحب مفتاح الكرامه، ج ٤، ص ٦٩.
[٤]. اقرب الموارد، ج ١، ص ٤٩٩.