كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٢٦٨ - تبصره سوم
نيز شامل مىشود زيرا آهنگ غنايى در مرثيه موجب طرب از اين قسم مىگردد و شنونده را از خود، بىخود مىكند و موجب گريه شديد او مىشود. دليل ندارد كه غنا فقط شاد كننده باشد بلكه گاهى اشك انسان را در مىآورد.
٣. تغنى و با آواز خواندن مرثيه از زمان قديم و دوران مشايخ (بزرگان شيعه مثل شيخ صدوق و شيخ طوسى) در مناطق مسلماننشين مرسوم بوده است و همهجا براى امام حسين (ع) مجلس عزا اقامه مىكردند و مداحان و روضهخوانان، روضه را با آهنگ غنايى مىخواندند و در طول تاريخ كسى را سراغ نداريم كه بر اين امر اعتراض نموده باشد و از آن مجلس خارج شده باشد.
پاسخ: اوّلًا عدم انكار علماى بزرگ قابل مناقشه است، زيرا اثبات ادعاى عدم انكار هيچكس آسان نيست، شايد كسانى هم اعتراض كردهاند، يا اگر هم اعتراض نشده از باب اين است كه برخى مثل محقق اردبيلى غنا در مرثيه را جايز مىدانستهاند، و برخى خواندنهاى مجالس مرثيه را غنا نمىدانستهاند و قطع به عدم داشتند، زيرا مجرد ترجيع و تحسين صوت و مانند آن غنا نيست. شايد هم خيلىها شبهه داشتند كه در شبهات موضوعيه احتياط واجب نيست و برائت جارى مىشود. ديگر اينكه سكوت يك مجتهد بر اساس مبناى خاص فقهى، براى ديگران حجت نيست.
ثانياً اتصال اين سيره به عصر معصوم محل بحث است و معلوم نيست در آن اعصار هم با آواز و آهنگ مرثيهسرايى مىكردند تا سكوت امام نشانه رضايت باشد. آرى در قرون و اعصار متأخر هر روز آهنگ جديدى ابداع مىشود و گاهى ترانه را به شكل مرثيه يا مرثيه را به شكل ترانه مىخوانند، و به فرموده امام راحل اين نوع خواندنها از دوران صفويه پيدا شده و قبل از آن نبوده است،[١] و به قول شيخ اعظم: گويا در عصر مقدس اردبيلى مرثيههاى كذائى با آهنگهاى شاد و متناسب با مجالس اهل لهو و مترفين نبوده است وگرنه حكم به جواز نمىكردند.[٢]
[١]. المكاسب المحرمه، ج ١، ص ٣٣٧.
[٢]. المكاسب، ج ١، ص ٣١٢.