پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٦٩ - كنار زدن امام على عليه السلام از خلافت
عمر گفت: دليل آن اين است كه قريش از جمع نبوّت و خلافت ميان شما ناخرسند بودند و عقيده داشتند اگر شما به قدرت برسيد، بر آنها جفا روا مى داريد، به همين دليل، قريش خلافت را براى خود برگزيد و در اين زمينه به نتيجه رسيده و به موفقيت دست يافت.[١]
قضيه ديگرى كه به موضوع سلب خلافت از على عليه السّلام ارتباط دارد اين است كه آن حضرت قريش را در جنگها به زانو درآورده بود و عربها خون هر فردى را كه پيامبر توسط شمشير على عليه السّلام يا ديگران به زمين ريخته بود، پس از رحلت رسول خدا تنها به على عليه السّلام نسبت دادند زيرا در عرف و آداب و رسوم قريش ميان هواداران پيامبر كسى جز على عليه السّلام داراى اين شايستگى نبود كه ريختن آن خونها را به وى نسبت دهند.[٢]
كنار زدن امام على عليه السّلام از خلافت
با توجه به دلايل زير ملاحظه خواهيم كرد كه در جناح مخالف على عليه السّلام براى ربودن خلافت از كف آن بزرگوار، برنامهريزى دقيقى انجام پذيرفته بود.
١. مخالفان امام على عليه السّلام به مجرد اينكه از وخامت حال نبى اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم اطلاع يافتند در مدينه ماندند و تصميم گرفتند به هيچ قيمتى از شهر خارج نشوند. از سويى خود شاهد بودند كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم در آن ايّام بر سفارش به على و ضرورت پيروى از او براى سلامت دين و دولت، تأكيد فراوان دارد.
٢. آنان همواره در كنار حضرت قرار داشته و از او جدا نمىشدند و
[١] . مروج الذهب ٢/ ٢٥٣، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ١/ ١٨٩، دار احياء التراث العربى، كامل ابن اثير، ٣/ ٦٣ و ٦٤.
[٢] . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ٣/ ٢٨٣.