پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٩٠ - بيعت اجبارى
سپس ابو هيثم بن تيهان به پاخاست و گفت: گواهى مىدهم آنگاه كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم در روز غدير خم على عليه السّلام را به مردم معرفى كرد، انصار گفتند:
پيامبر على را به جانشينى خود معرفى نمود و برخى اظهار داشتند: او را معرفى كرد تا مانند رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم مولا و سرور مردم باشد. در اين زمينه بحث به درازا كشيد، فردى را خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم فرستاديم و راز مطلب را از آن بزرگوار جويا شديم حضرت فرمود:
او (على) پس از من ولىّ و سرپرست مؤمنان و خيرخواهترين مردم به امت من است.
اكنون من به آنچه ياد دارم گواهى مىدهم، هركس خواست ايمان آورد وگرنه كفر بورزد، روز جدايى، ميعاد همگان است.
سپس گروه ديگرى از جمله ابو ذر و ابو ايوب انصارى و عتبة بن ابى لهب و نعمان بن عجلان و سلمان فارسى بهپاخاسته و بر ضد هواداران سقيفه اقامه دليل كردند[١].
بيعت اجبارى
خوددارى امام عليه السّلام از بيعت و اقدام عدهاى از صحابه جليل القدرى كه آشكارا به اعتراض پرداخته و از هيئت حاكمه خواستار واگذارى قدرت و سپردن آن به صاحب اصلىاش شدند، براى حكومت وقت، خطرى جدى به حساب مىآمد، چرا كه در شوراندن احساسات مسلمانان و بسيج و گردآورى آنان در جمع ياران امير مؤمنان عليه السّلام تأثير فوقالعاده بسزايى داشت افزون بر
[١] . تاريخ ابو الفدا ١/ ١٥٦، خصال صدوق ٤٣٢، احتجاج طبرسى ١/ ١٨٦.