پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٣ - محورهاى كارى امام عليه السلام
كه مردم را به استمرار روند حركت خود به سمت هدف آسمانى كه خدا واجب ساخته، وادارد و امام عليه السّلام پس از وفات نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم رأسا كار خود را بر اين محور آغاز نمود، چنانكه از مسئوليت خويش در قبال اين امر اينگونه سخن مىگويد:
«لولا حضور الحاضر و قيام الحجّة بوجود الناصر، و ما أخذ اللّه على العلماء أن لا يقارّوا عل كظّة ظالم و سغب مظلوم لألقيت حبلها على غاربها»؛[١]
به خدا سوگند! اگر نه اين بود كه جمعيتى انبوه پيرامونم را گرفته و به ياريم قيام كردهاند و اگر عهد و پيمانى كه خدا از دانشمندان هر جامعه گرفته، نبود كه در برابر شكمبارگى ستمگران و گرسنگى ستمديدگان سكوت نكنند، مهار شتر خلافت را رها مىساختم.
امام عليه السّلام براى بسيج مسلمانان دست به تلاش زد، ولى به علل و اسبابى نتوانست بدين موفقيّت دست يابد. از جمله:
١. امت اسلامى از مصيبت روز سقيفه و توطئههاى سياسى آن و حركتهاى اشتباهى كه واقعيت آنها بر بخش عظيمى از مردم پوشيده بود، آگاهى نداشتند.
٢. مردم، از قدرت درك نقش و مسئوليت امام و امامت برخوردار نبودند و آن را خواستهاى شخصى و هدفى فردى مىپنداشتند ولى حقيقت اين بود كه رويارويى امام عليه السّلام با حكّام و فرمانروايان، برخاسته از آگاهى مكتبى الهى اسلامى و مديريتى صادقانه بود تا رسالت الهى را آنگونه كه خدا تشريح فرموده بود، پيراسته و به دور از هر كژى و انحراف، استمرار بخشد و هرچه را
[١] . نهج البلاغه خطبه شقشقيه.