پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٩٥ - امام على عليه السلام و پيچيدگىهاى سقيفه
پيراهن پدرم را بر سر مىافكنم و شما را نفرين مىكنم، ناقه صالح نزد خدا، از من عزيزتر نبود و بچه آن ناقه نزد خدا از فرزندانم عزيزتر نبود.
امام على عليه السّلام و پيچيدگىهاى سقيفه
با همه شگفتانگيزى مواضع امام عليه السّلام، موضعگيرى وى در مورد خلافت پس از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم شگفتآورتر به شمار مىآمد، زيرا آيين الهى در هر زمان قهرمانى مىطلبد كه جان و مال خويش را در راه آن قربانى ساخته و سبب تقويت مكتب گردد و همين اصل على عليه السّلام را در «ليلة المبيت» به استقبال مرگ فرستاد و روز هجرت، پيامبر عظيم الشأن اسلام را به ساحل نجات رهنمون شد.
در رنج و دشوارىهايى كه على عليه السّلام پس از رحلت برادرش رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم با آنها دست به گريبان بود زمينه قربانى كردن فرزندانش حسن و حسين برايش مهيا نبود زيرا اگر امام عليه السّلام خويشتن را جهت قرار دادن خلافت در مسيرى كه خود، آن را قانونى مىدانست، قربانى مىكرد، پس از او كسى براى سروسامان دادن اوضاع، وجود نداشت و نوادگان رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم در كودكى از چنان موقعيتى كه امام در نظر داشت، برخوردار نبودند.
على عليه السّلام در سراسر زندگى، از ولادت در كعبه تا شهادت در مسجد كوفه، در جهت قربانى شدن در راه آرمان خويش در كمال آمادگى قرار داشت.
امام عليه السّلام در حقيقت، موقعيتى را قربانى ساخت كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم وى را بدان منصوب نموده بود. در راستاى مصلحت بزرگى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم او را وصى و نگاهبان بر آن مقرر داشت، از زمامدارى سياسى ظاهرى صرفنظر كرد.
امام عليه السّلام بر سر چند راهى قرار گرفته بود كه پيمودن هريك از آن راهها برايش