پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٤٠ - زهد
عبادت و پرستش امام، كارى منفى از قبيل عبادت فردى ترسو و يا سوداگر نيست، آنگونه كه بسيارى از عبادتكنندگان چنيناند، بلكه عمل مثبت انسان بزرگى است كه به خود و جهان هستى مىنگرد و بر پايه خبرگى مردى پرتجربه و عقل انسانى آگاه و قلب فردى با احساسات لطيف، استوار است.
بر اساس همين مفهوم عبادت و تقوا بود كه على عليه السّلام مردم را به مسير خيرخواهى دعوت مىكرد تا انسانها همه تقوا و پرهيزكارى پيشه كنند. به عبارتى ديگر براى دستيابى به چيزى بالاتر از اميد سوداگرانه به نعمتهاى جهان ديگر، مردم را به تقوا و پرهيزكارى فرا مىخواند بدين اميد كه از اين راه به عدالت پرداخته و حق مظلوم را از ظالم بستاند و مىفرمود:
«عليكم بتقوى الله، و بالعدل على الصديق و العدو»؛
بر شما باد به تقوا و پرهيزكارى و اجراى عدالت بر دوست و دشمن.
از ديدگاه امام عليه السّلام تقوا، آنگاه سودمند و نتيجهبخش است كه تو را وا دارد تا حق را پيش از آنكه به چشم ببينى، بپذيرى و بر آن كس كه دشمن دارى، ستم روا ندارى. بنابراين زندگى- با اين مفهوم از عبادت- براى دستيابى به كالاى دنيوى و لذت زودگذر دنيا، ارزشى ندارد.
زهد
على عليه السّلام در دنيا زهد ورزيد و بر خود سخت گرفت و در زهدش صادق بود آنگونه كه در همه كارها و در هرچه از دل و زبانش برآمد، صادقانه عمل كرد. در لذائذ دنيوى زهد پيشه كرد و به عوامل دولت و حكومت و هرآنچه مورد نظر ديگران بود و آن را هدف زندگى و وجود خود مىدانستند رغبتى