پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٨٧ - تلاشى صلحآميز
دستيابى به فرات
معاويه پس از بسيج مردم شام براى جنگ، از آنان بيعت گرفت و نامهاى حاكى از اعلان جنگ به امام عليه السّلام نوشت و آن را توسط «جرير»[١] كه با تأخير زياد حضور امام عليه السّلام رسيد، نزد آن حضرت فرستاد. در پى آن معاويه به سرعت سپاهيان خود را براى اشغال بلندىهاى مشرف بر فرات در منطقه صفّين، بدان سو گسيل داشت تا از پيشروى سپاه امام عليه السّلام جلوگيرى به عمل آورد و آب را به روى آنها ببندد. معاويه مىپنداشت اين عمل، نخستين گام پيروزى وى بر امام عليه السّلام به شمار مىآيد. امير مؤمنان عليه السّلام پس از آنكه با تأخير به منطقه صفين رسيد، از معاويه خواست تا به سپاهيانش اجازه استفاده از آب فرات دهند ولى معاويه و لشكريانش پذيراى درخواست امام عليه السّلام نشدند. تشنگى بر سپاهيان عراق آسيبهاى فراوانى به جاى نهاد و امام على عليه السّلام براى شكستن محاصره، به شدت تحت فشار سپاهيان خود قرار گرفت. ازاينرو، به ياران خويش رخصت حمله به سواحل فرات را صادر فرمود و بدين ترتيب، سپاهيان معاويه از ساحل نهر، عقب رانده شدند. ولى حضرت با شاميان مقابله به مثل نكرد بلكه به آنان اجازه داد بىهيچگونه مخالفتى، از آب استفاده كنند.[٢]
تلاشى صلحآميز
با وجود نامهنگارى فراوان امام عليه السّلام با معاويه و گشودن كانالهاى متعدد گفتوگو براى جذب وى به سوى خود و وارد ساختن او در بيعتش پاسخ
[١] . همان ٥٦.
[٢] . مروج الذهب ٢/ ٣٨٤، شرح نهج البلاغه ابن الحديد ٣/ ٣٢٠، كامل ابن اثير ٣/ ٢٨٣.