پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٤٢ - عزت نفس و شهامت
مفاهيم شجاعت و قهرمانى وى را ارائه مىداد، با اينكه به تصور برخى، اين دو صفت از يكديگر جدايند.
اين روش پسنديده على عليه السّلام بود كه عمر بن عبد العزيز را واداشت تا در برابر عظمتش اعتراف كند كه: به راستى على بن ابى طالب پارساترين مردم دنيا است. اين اعتراف يكى از خلفاى خاندان اموى است همانها كه سالها نسبتهاى ناروا به على عليه السّلام دادند و بر منابر ناسزايش گفتند.
مشهور است على عليه السّلام از سكونت در قصر حكومتى كوفه، امتناع ورزيد تا خانهاش از خانه فقرا و بيچارگان بسيارى كه در دخمههاى كوچك خود به سر مىبردند، برتر نباشد، اين سخنش جلوهاى از شيوه زندگى اوست:
«أأقنع من نفسي بأن يقال هذا امير المؤمنين و لا اشاركهم فى مكاره الدهر؟»؛
آيا به اين دل خوش كنم كه به من امير مؤمنان گفته شود ولى در دشوارىهاى روزگار، در كنار مردم نباشم؟
عزت نفس و شهامت
على بن ابى طالب عليه السّلام شهامت و مردانگى را با بهترين معنا و صورت تجسم بخشيد، عزت نفس و بزرگمنشى دو اصل از اصول حقيقت شهامت و مردانگىاند كه هردو از ويژگىهاى امام بود، به همين دليل حاضر نبود به كسى آزارى برساند هرچند در پى آزار و اذيّتش برمىآمدند و در جور و ستم بر كسى پيشى نمىگرفت، هرچند مطمئن بود شخص قصد كشتن او را دارد.
همين روح عزت نفس و بزرگمنشى او را بدان مقام بلند و والايى رساند كه از ناسزاگويى به بنى اميّه كه آن روزها از هرسو آماج ناسزايش قرار داده بودند، خوددارى كند، بلكه ياران خود را نيز از ناسزاگويى به بنى اميّه بازداشت